سایه تفکرات سیاسی و جهتگیری های حزبی و گروهی بر مطبوعات کشور
ساناز محمودي/روزنامه نود
رسانه رکن چهارم دموکراسي است. جامعهاي آزاد که آزادي بيانش بتواند مسير بهتري را پيش راه مسئولان بگذارد؛ براي اين مهم بايد آن جامعه مملو از رسانههاي آزاد و خصوصي باشد.
اين مقدمه کوتاه را مينويسيم تا برسيم به جاجعه خودمان که رسانههاي خصوصياش در گوشه رينگ گير کردهاند و از چپ و راست به آنها حمله ميشود. مضيقههاي اقتصادي بخشي از حملات به رسانههاي خصوصي است و حمله همه جانبه رسانههاي دولتي به رسانههاي خصوصي بخشي ديگري از اين حملات محسوب ميشود که در جاممعه ما رسانههاي خصوصي را به رسانههاي زرد معروف کرده و آزادي بيان و انتقادها را با همين شيوه متاسفانه به گوشه رينگ برده است. در واقع آزادي بيان و بدون خط و ربط نوشتن و گفتن در اقليت قرار گرفته و لازم است که مسئولان کشورمان که داعيه آزادي حداکثري را دارند در اين راه پيش قدم شده و رسانههاي خصوصي را حمايت کنند تا مسير درستتري براي کشور عزيزمان ترسيم شود. اين حمايت البته که تنها حمايت مالي نيست بلکه بايد جلوي رشد قارچ گونه رسانههاي دولتي هم گرفته شود تا هر ارگاني با پول بيتالمال رسانه نسازد و از آن رسانه هم تنها در مسير حزب، دسته و اداره خود سود نجويد که اين به نوعي از بين بردن آزادي بيان است و توليد و شيوع دادن رسانههاي وابسته به هزار توي دولتي.
متاسفانه امروز بايد اعتراف کرد که رسانههاي دولتي به طور کلي کاري ندارند جز حمايت از زيرمجموعه يا وابستگان خود.
بحث را نميتوانيم به طور کامل باز کنيم چرا که اين بحث در صورت باز شدن به طور کامل از دايره نقد ساده فراتر ميرود و هدف ما که ايجاد يک جامعه سالم و کامل است را زير سايه قرار ميدهد اما به طور کلي مينويسيم: برخي رسانههاي دولتي تنها کارشان اين شده که نظر کارمندان ارشد در مورد مديران و مربيان را در ورزش (که بحث اين مقاله است) به اجرا درآورند.
گهگاه مديران غيرورزشي ناموفق را از پستوهاي پشتي بيرون ميآورند و با مصاحبههاي بلند بالا از آن مديران ناموفق مديراني کارآمد و توانمند ترسيم ميکنند؛ گاهي هم غير فوتباليها را که تقريبا همه آنها شکست خوردهاند مقابل فوتباليستها و بعضا اسطورهها قرار ميدهند و به جاي حمايت از حق، از بخشي حمايت ميکنند که تنها ربط و خط حزبي يا دستبندي سياسي دارند.
فوتباليها و ورزشيها در واقع اين وسط مظلوم واقع شدهاند با پول بيتالمال فلان روزنامه که وزن کاغذش قريب به يک کيلوگرم شده است با قيمتي معادل يک چهارم قيمت کاغذ سفيد فروخته ميشود آن هم با پول بيتالمال. فلان خبرگزاري چنان حمايتي ميشود که براي پيشبرد اهدافش کوچکترين مشکلي نداشته باشد و متاسفانه بعضا در برخي برنامههاي تلويزيوني هم شاهد نابود کردن ستارهها و مديران موفق هستيم و آب هم از آب تکان نميخورد و هيچکس هم معترض نميشود که مگر ميشود ستارههاي بيبديل را اينگونه خرد و نابود کرد؟
اصالتا فوتبال ستاره پرور است؛ اين يک پديده جديد در جامعه ما نيست بلکه در تمام دنيا چنين است اما اينجا ستارههاي دولتي از تمامي ابزار خود و از پول بيتالمال به قدر وفور استفاده ميکنند تا مبادا يک مدير ورزشي يا يک ستاره ملي يکي از هم سنگرهاي خودشان را تخريب کند.
از سوي ديگر اما اين مسئله به شدت جامعه آسيب ميرساند به ويژه زماني که جامعه بياد بياورد که تمامي شکستهاي ورزشي در دوران مديران غيرورزشي رخ داده و از آن بدتر اينکه ايران با وجود حافظه تاريخي ضعيف مردمانش به ياد بياورد که رسانههاي دولتي با پول مردم کساني را جلوي ستارههاي خودشان قرار ميدهند و اينها را نابود ميکنند که تنها به پشتوانه بخشي از دولت به اين مناصب رسيدهاند.
کافي است فلان ارگان دلش بخواهد مدير خودش را در فلان بخش ورزشي به کار بگيرد. از آن روز به بعد فرامين صادر شده در جهت تخريب مدير کنوني فلان بخش خواهد بود و هر روز قصهاي جديد و بلوا و دعوايي نوين به وجود ميآيد که منجر به استعفا و يا برکناري آن مدير کنوني و جانشين مدير مورد نظر باشد غافل از اينکه اين کار تنها عايدياش ضرر کردن دولتي است که هم هزينه ميکند و هم اينکه مدام در معرض قضاوت مردم قرار ميگيرد.
شايد براي اجراي همين خط و ربطها باشد که «رسانههاي خصوصي» را رسانههاي زرد مينامند و مدام طي 10 سال اخير اين مهم را تبليغ کردهاند. شايد به همين دليل و دلايل باشد که رسانههاي خصوصي حمايت مالي نميشوند تا با مغز به زمين بخورند و اعلام ورشکستگي کنند چرا که اگر رسانهها خصوصي باشند تفکرات برخي مديران مياني دولت را به اجراء درنميآورند و آن ميکنند که مردم ميخواهند.
بله رسانه در دنياي امروز بسيار مهم است. حتي انقلابهاي اخير در جوامع عربي را به رسانهها نسبت ميدهند که غلط هم نيست. اما رسانهها نبايد تا اين حد تابلو و آشکارا به تقابل با ستارههاي مردم بيانديشند چرا که تاريخ هميشه قضاوت ميکند.
به زعم ما با اين مسير بايد مقابله شود. واقعا اين مفهوم ندارد که عدهاي تصميم بگيرند که عدهاي ديگر را زمين بزنند و با رسانهها در اين رابطه جوسازي کنند، چرا که نتيجهاش مدام شکست در تمامي عرصهها ميشود و نگفتن حرفها «در رسانههاي عموما دولتي»که اين اصلا منتج به اتفاقهاي درستي نخواهد شد.
سلام به همه ی دوستان گلم..