خط حمله در انتظار فرهاد

ایشالا زودتر برگرده! فقط مثل آقامجید نامجو امیدوارم فرهاد اونی باشه که تو ذهنمونه!
(عکس رو سیو کنید بعد بخونید!)

ایشالا زودتر برگرده! فقط مثل آقامجید نامجو امیدوارم فرهاد اونی باشه که تو ذهنمونه!
(عکس رو سیو کنید بعد بخونید!)
رفتار متفاوت كيانوش در قياس با برخي بازيكنان

سابقه كيانوش رحمتي با استقلال به فصل نهم ليگ برتر برمي گردد؛ جايي كه او فعاليت خود را زير نظر صمد مرفاوي آغاز كرد. رحمتي آن روزها در تيم ملي فوتبال ايران هم حضور داشت و اغلب در تيم علي دايي بهعنوان بازيكن ثابت به ميدان ميرفت كه همين پيشينه سبب شد مورد توجه مديران وقت باشگاه استقلال قرار بگيرد و در نهايت آبي پوش بشود. شايد مهمترين دليلي كه سبب شد رحمتي به استقلال بيايد خلق و خوي خاص اين بازيكن در فوتبال ايران بود. در فوتبال كشورمان معمولا كمتر بازيكني يافت ميشود كه تحت هر شرايطي به باشگاه خود احترام بگذارد و در بازيها نيز رفتار مناسبي با بازيكنان حريف داشته باشد. كيانوش در واقع جزو معدود بازيكنان فوتبال ايران به حساب ميآيد كه با حاشيهها بيگانه است. شايد عمده دليلي كه باعث شد مديران وقت اين بازيكن را جذب كنند همين خصوصيات اخلاقي منحصر به فرد او بود. طي همه سالهايي كه كيانوش در استقلال حضور داشته هرگز دچار بينظمي نشده است به طوريكه در حافظه هيچ كس كوچكترين بي نظمي از سوي اين بازيكن وجود ندارد. همه مربياني كه در سالهاي اخير به استقلال آمدند بر اين مهم صحه ميگذارند و معتقدند كه رحمتي جزو بهترين بازيكنان استقلال به لحاظ اخلاقي به حساب ميآيد. البته اين بدان معنا نيست كه ويژگيهاي فني كيانوش مورد توجه قرار نگيرد چرا كه در مقطعي وي يك تنه همه بار دفاعي خط مياني استقلال را بر دوش ميكشيد و در بازه زماني كه نه جباري براي استقلال بازي ميكرد و نه تيموريان اين كيا بود كه جور خط مياني استقلال را ميكشيد و درنهايت به خاطر فشار زياد بازيها با مصدوميت هم روبرو شد. در تاييد كرد بيشتر خصوصيات اخلاقي اين بازيكن ميتوان به سكوت چند ماههاش در برابر دريافت نكردن همه حق و حقوقش اشاره داشت. امير قلعهنويي چند روز پيش اين موضوع را تاييد كرد و ميگويد: «كيانوش رحمتي 14 ماه است حقوقي از باشگاه دريافت نكرده است!» چنين بازيكناني در استقلال به ندرت يافت ميشوند. در همين استقلال هستند بازيكناني كه سالهاي زيادي است در تركيب آبيها قرار ميگيرند و محبوبيت بسياري هم دارند اما هرگز به خود اجازه ندادهاند عليه باشگاه حرفي بزنند، در حالي كه بستر براي مصاحبه كيانوش رحمتي همواره فراهم بوده و رسانهها به اين بازيكن بي توجه نيستند و هرازگاهي با وي بر سر موضوعات گوناگون گفت و گو ميكنند، رحمتي بارها خارج از مصاحبه با خبرنگاران درباره مشكلات مالياش حرف زده اما وي همواره تاكيد داشته كه چيزي در اين باره نوشته نشود. درحالي كه بازيكناني مثل برهاني، جباري و عمران زاده بارها به خاطر مشكلات مالي لب به اعتراض گشوده و حاشيههايي را باعث شدهاند. البته تعريف و تمجيد از كيانوش رحمتي بدان معنا نيست كه باشگاه نبايد مطالبات بازيكنان خود را پرداخت كند. همانطور كه يك بازيكن به باشگاهش متعهد است باشگاه نيز بايد مو به مو تعهداتش را عمل كند و اجازه ندهد آب توي دل بازيكنانش تكان بخورد اما همين كه بازيكني مثل رحمتي هرگز به خود اجازه نداده درباره مشكلات مالي چيزي بگويد خود جاي توجه دارد. بدون شك در فوتبال امروز ايران از اين دست بازيكنان به ندرت يافت ميشود. شايد در هر تيم يك نفر و شايد هم اصلا برخي تيمها از اين دست بازيكنان در اختيار نداشته باشند.

به گزارش ايسنا، امروز قرعهکشي ليگ قهرمانان آسيا در محل کنفدراسيون فوتبال آسيا انجام شد که استقلال ايران با الاهلي امارات، الريان قطر و الهلال عربستان هم گروه شد. سپاهان ايران با الغرافه قطر، الاهلي عربستان و برنده لوکوموتيو ازبکستان و النصر امارات در يک گروه قرار گرفت و تراکتورسازي ايران نيز با الشباب عربستان، الجزيره امارات و الجيش قطر هم گروه شد.
** نتيجه قرعهکشي
گروهA
الشباب عربستان – الجزيره امارات - تراکتورسازي ايران – الجيش قطر
گروه B
لخويا قطر – الاتفاق عربستان - پاختاکور ازبکستان – برنده صباي قم و الشباب امارات
گروه C
فولاد سپاهان ايران – الغرافه قطر - الاهلي عربستان – برنده لوکوموتيو ازبکستان و النصر امارات
گروه D
العین امارات – استقلال ايران- الريان قطر – الهلال عربستان
امیر قلعهنویی در گفتوگو با فارس، پس از انجام قرعه کشی لیگ قهرمانان آسیا و همگروهی استقلال با الریان قطر، الهلال عربستان و العین امارات گفت: همان طور که پس از مراسم قرعه کشی اعلام کردند استقلال در سختترین گروه قرار گرفته و ما کار دشواری داریم. اما بدانید که نام تیم ما هم استقلال است و باید طوری در این مسابقات حاضر شویم که باقدرت کار را شروع کرده و از گروه خود صعود کنیم.
وی افزود: تا شروع مسابقات برنامهریزی لازم را انجام خواهیم داد و در نیم فصل طوری خودمان را آماده میکنیم که برای حضور در لیگ قهرمانان مشکلی نداشته باشیم.
سرمربی استقلال تاکید کرد: با توجه به انجام قرعهکشی ما باید تیم خود را بیش از گذشته تقویت کنیم. به همین دلیل نفرات جدیدی را مدنظر گرفتیم. یک بازیکن خارجی فردا در تمرینات ما حاضر میشود و یک خارجی دیگر در حال تست دادن است.
وی درباره جذب مدافع سپاهان گفت: ما به صورت نهایی قرارداد را با حسن اشجاری امضا کردیم و این بازیکن من بعد بازیکن استقلال است.
قلعهنویی در پاسخ به این سؤال که چقدر احتمال میدهید که در لیگ قهرمانان آسیا استقلال به مراحل پایانی صعود کند و سومین ستاره قهرمانی در این مسابقات را به دست آورد، گفت: اگر اجازه بدهند ما با قدرت کارمان را آغاز میکنیم، اما عدهای متاسفانه با من و استقلال مشکل دارند. داستان من همان داستان مار و پله است.
هر جایی که بالا میرود و جام میگیرد نیش میزند. چند روزی است که پس از صعود استقلال به رتبههای بالای جدول نیز رسیدهایم نیشهایشان را شروع کردند و مرا میزنند.
وی افزود: مگر همین داستان برایمان تکرار نشد، 7 بازی نباختیم و 17 گل زدیم و نیشها آغاز شد. پس از این اتفاق نیشها آغاز شد.
قلعهنویی با اشاره به لیگ قهرمانان آسیا گفت: باید بدانیم که لیگ قهرمانان یک نگاه فراتر از باشگاهی است، بنابراین باید به صورت ملی به آن نگاه کرد. هر رشتهای که باشد مهم نیست. بسکتبال تنیس، والیبال، فوتبال و ... نامشان مهم نیست، بلکه وقتی نام ایران در میان است باید نگاهها متفاوت باشد اما من میدانم که دشمنانم دست از نیشزدنهایشان برنخواهند داشت.

ميگويند ما به جامجهاني نميرويم! ميگويند فوتبال ما ضعيف شده! ميگويند كيروش و كفاشيان اينكاره نيستند! جلالخالق! كو، كجا! ما هنوز روي كاغذ شانس داريم و هر كسي ميگويد نه خانهاش ويران باد!
كو، كجا؟ يك فروند پلنگ كمياب ايراني در دماوند دارد يك محيطبان را ميكشد و محيطبانان ميزنند ناكاوتش ميكنند آنوقت اين سازمان محيط زيست ميگويد محيطبان بايد پس از مرخص شدن از تخت بيمارستان پاسخگو باشد به آقاي رئيس محيطزيست ميگويند استاد پلنگ داشت طرف را ميكشت بايد چه كار ميكرد و چرا اصلا داروي بيهوشي در آنجا در دسترس نبود، فرمودند در تهران داشتيم. سئوال كردند مگر ميشود فرمودند بله اگر به تهران ميآمدند و برميگشتند حداكثر 3-2 ساعت وقت بيشتر نميبرد و امكانپذير بود! با اينكه ميگويند پلنگ طرف را ول كرد اما او ول نكرد. مهم نيست مهم اين است كه روي كاغذ شدني است كه به پلنگ بفرمائيم اي حيوان با مرام ! ساعاتي تامل كن و محيطبانان ما را نكش تا ما به تهران برويم و برگرديم و برايت داروي بيهوشي بياوريم! درست است كه حيوانات عقل و شعور ندارند و حرف ما را درك نميكنند اما صبر كه ميتوانند داشته باشند. خانهاش ويران باد هركسي نخواهد باور كند كه نميشود، ميشود آقا به خدا ميشود، يعني وقتي كه ما ميگوييم ميشود حتما ميشود و شما هم بايد كاري بكنيد كه بشود. ما روزنامهنگاران كه بايد مثلا هميشه از مردم عادي چند قدم جلوتر باشيم خوشحاليم كه در اين مملكت دروتخته همه با هم جورند يعني همان طور كه ميشود به پلنگ فهماند كه دندان روي جگر بگذارد و چند ساعتي وحشي نشود تا داروي بيهوشي برسد حتما به تيمهاي قطر و كرهجنوبي هم ميتوان فهماند كه حضور در برزيل حق ماست و بهتر است آنها به نفع ما خودشان را كنار بكشند وگرنه ما خودمان يك عدد فيفاي اسلامي درست ميكنيم! يادش بخير گفتم فيفاي اسلامي ياد استاد عليآبادي رئيس كميته ملي المپيك افتادم كه يك روز در مقابل تهديدات فيفا بخاطر دخالت در كار فدراسيون فوتبال ادعا كرد كه فيفاي اسلامي تاسيس ميكند اما همين استاد امروز وقتي كه ورزش ايران بخاطر دخالتهاي وزارت ورزش در كار او و فدراسيونهايش در خطر تعليق قرار دارد نه تنها كميته بينالمللي المپيك اسلامي تاسيس نميكند بلكه ......
من اصلا معتقدم اگر تيمملي به جامجهاني نرفت نه تقصير كيروش و همكارانش است و نه تقصير بازيكنان و فدراسيون فوتبال است بلكه تمام فتنهها زير سر اين خبرنگاران است! مگر يادتان نيست چند ماه پيش كه دلار 4500 تومان شده بود فرمودند چرا شما خبرنگاران دروغ ميگوييد؟ دلار اينقدر نيست ارزان است شما جوسازي ميكنيد! باور كنيد دلالان و حتي خود آقاي جمشيد بسما.... اينقدر خوشحال بودند كه در پوست و مو و گوشت و .... خود نميگنجيدند و دلارهايشان را 4500 تومان ميفروختند و مردم هم با همين قيمت آن را ميخريدند اما همه فكر ميكردند دلار 1000 تومان است و در خواب ميبينند كه دارند آن را 4500 تومان خريد و فروش ميكنند! به همين سادگي به همين خوشمزگي!
اصلا بيايد اينگونه عادت كنيم كه مثلا به جامجهاني رفتهايم اما اگر نرفتيم هم كه نرفتيم باز هم چه مديران و مسئولاني درست مثل كلمه خواهر كه با «وا» مينويسيم اما آنرا الف ميخوانيم و درست مثل آن نماينده مجلسي كه در كميسيون قاچاق ارز و كالا صدايش را بلند ميكند كه آقا اين ماشينهاي گرانقيمت چرا و چگونه و با كدام ارز وارد كشور ميشوند و چرا اينقدر تجملات زياد شده است و بعد خود استاد سوار اتومبيل هيونداي جينوس يا يه چيزي تو همين مايهها ميشود و به خانه برميگردد!
توصيه من به جناب آقاي كفاشيان و ساير مديران اقتصادي اين است كه گول اين مطبوعات و نويسندههاي روشنفكر نما و جيرهخوار را كه هر روز از همه جا پول ميگيرند را نخورند و حتي اگر تيمملي به جامجهاني نرفت، هر دلار هزار تومان بشود، پرايد 50 ميليون و ... اولا كه همه چيز را انكار كنندو بگويند كو، كجا؟ ما كه رفتيم جامجهاني شما داريد توهم مي نمائيد و آنوقت است كه به قول شاعر «هر كي كه نخواهد من و تو ما نشود ، خانهاش ويران باد!»
شما ببينيد در همين هفته يك اتوبوس حامل دانشآموزان مصر تصادف كرد و 41 دانشآموز مردند و چند مقام مسئول و از جمله وزير راه مصر استعفا كردند! خب چه كسي ضرر كرد؟ معلوم است اول خودشان كه ميز و صندلي و امكانات را به اين راحتي و مفت و مسلم از دست دادند در حالي كه مسئولان اداره راه و تمام ادارات ما يك اتوبوس كه سهل است اگر تمام اتوبوسها هم چپ كنند محكم سر جايشان هستند و البته راست هم ميگويند وقتي راننده اتوبوس در عالم هپروت سير ميكند و شش و هفت ميزند به آنها چه مربوط؟ به قول خدا بيامرز سهراب سپهري «چشم ها را بايد شست و طور ديگر بايد ديد!» آقاي كفاشيان ! حتي اگر تيمملي به جامجهاني نرفت، حتي اگر تمام تيمهاي ملي ما حذف بشوند و جامحذفي برگزار نشود و فوتبال ايران نابود هم بشود تو سر جايت بنشين كه خوب جايي آمدهاي خوب! جاي تو همين جاست و علي دايي بايد رئيس فدراسيون دو و ميداني بشود و علي فتحالهزاده برود رياست فدراسيون كبدي را بگيرد و الخ ....
به قول شاعر :
تا جمشيد بسما... هست زندگي بايد كرد – ميزها رفتنياند؟ نه اينها مال منند – هركجا هستيد دلتان خوش باشد- ما كه سرخوش از اين همه مال و منال و نعمتيم!




بعضی ها را می توانی از آنها متنفر باشی،می توانی سعی کنی تحقیرشان کنی،می توانی به زبان لعن و نفرینشان کنی،می توانی هر حرفشان را هر کارشان را پیراهن عثمان کنی و بانگ خونخواهی و وا مصیبتا سربدهی،اما هرکاری که بکنی هرچقدر که تلاش بکنی نمی توانی نادیده بگیریشان.نمی توانی ساده و بی تفاوت از کنار نامشان عبور کنی.بعضی ها بالقوه و بالفعل انکار ناشدنی هستند.چه خوشمان بیاید چه نیاید.مهم اند،متفاوت اند،خاص اند.این بعضی ها را می توانی بکوبی،می توانی تخطئه کنی،می توانی تخریب کنی اما نمی توانی بشکنی شان،نمی توانی از گود خارجشان کنی.و چه تناقض عجیبی ست و چه نبرد عجیبی بین دل و زبان که زبانت پیوسته به شکایت و اعلام انزجار بچرخد اما ته دلت قرص باشد از بودنشان! آرام باشد از اینکه هستند،خیالت تخت باشد ازاینکه آنجا که باید نمی گذارند تو تحقیر شوی حتی اگر تحقیرشان کنی.چه عجیب اند این بعضی ها...
* * *
بعضی ها دوست داشتنی هستند،به تو حس خوبی می دهند.از دیدنشان احساس بدی پیدا نمی کنی.دافعه ندارند.بودنشان آنقدر شیرین است که نبودنشان را بر نمی تابی.بی قرارت می کنند،نگرانت می کنند،مضطربی و دلشوره داری.بعضی ها شیرین اند.آرام می شوی و دلت قرص می شود وقتی که می بینی برایشان مهمی،برایت می جنگند،برایت از وجودشان مایه می گذارند.تلاش می کنند تا تو سرت بالا باشد و به اینکه از آنها حمایت می کنی افتخار کنی.بعضی ها ارزش دوست داشتن را دارند.نمی توانی از آنها متنفر باشی حتی اگر روزی خبطی کرده باشند و ترک وفا کرده باشند.بعضی ها انگار دوست داشتنی و شیرین آفریده شده اند، نه فقط در حرف که در عمل مرد آفریده شده اند.
و چه دلنشین و در یاد ماندنی اند این بعضی ها...
* * *
بعضی ها دلشان می خواهد ناجی باشند،دلشان می خواهد قهرمان قصه ها باشند،دلشان می خواهد ژال والژان بینوایان باشند،رابین هود باشند یا شاید زورو!بعضی ها دلشان می خواهد که آن منجی موعود باشندو به جنگ پلیدی ها و پلشتی ها بروند.که بشوند سخن گو و وکیل مدافع مظلومان و حق نا حق شده را از بیداد گران بستانند!اما ته حرف هایشان سنگ خود را به سینه می زنند و به دنبال آنند که جایی برای خود باز کنند و جایگاهی برای خود دست و پا کنند.زل به صورتشان که میزنی،در چشم هایشان که خیره می شوی دلسوزی را نمی بینی.در اعماق نگاهشان خیرخواهی و صداقت را نمیخوانی.آنچه می بینی،آنچه می خوانی، آن حسی که به تو دست میدهد از نگاه هایشان،حرف هایشان حس یک بی قصد و غرض و پاک نیت نیست.حس تسویه حساب های شخصی،انتقام گیری های بجا مانده از کینه ها و اختلافات قدیمی،حس فرصت طلبی و وقت نشناسی را به یکباره در تمام وجود تو می ریزند.وچه عجیب و غم انگیز است که تا جاه و جایگاهی حاصل می شود تمام آن دلسوزی ها،تمام آن نیت های خیر افسانه ای می شوند و به خاطره ها می پیوندند!بعضی ها با همه چیز و همه کس مشکل دارند و در پشت نقاب پاک نیتی و منجی گری حق و حقوق پایمال شده به زعم خویش را تمنا می کنند.و چه نچسب و باور نکردنی و غیر واقعی اند این بعضی ها...
"رضـا اسـنـقـی"
استقلال پیروز بازی حساس


حتی عنوان این بازی هم حساس است، چه برسد به خودش! آنقدر حساس که گاهی حس می کنم دربی هم در برابرش کم می آورد! خصوصا اینکه در اصفهان باشد...
تا سالها پیش استقلال و سپاهان که مسابقه می دادند، به چشم یک بازی معمولی لیگ نگاهش می کردیم، اما از زمان شروع لیگ برتر، به لطف حمایت های بی دریغ مالی و روحی از این تیم اصفهانی و خرج های میلیاردی و رو پا شدن و جان گرفتنش، حالا سپاهان هم به یکی از رقیبان جدی استقلال تبدیل شده که حساسیت بازی شان با دربی هم برابری می کند!
و یکشنبه می رسیم به اوج حساسیت در لیگ دوازدهم، به چند دلیل...
اول اینکه: استقلال و سپاهان با فاصله ی یک امتیاز در جدول در تعقیب و گریز یکدیگر هستند و برد هر یک از این دو تیم، صدرنشین لیگ را مشخص می کند، آن هم با توجه به اینکه هر دو یک بازی کمتر دارند.
دوم اینکه: استقلال بیش از 11 سال است که در اصفهان نتوانسته سپاهان را شکست دهد و همین امر باعث دامن زدن به حساسیت بازی خواهد شد، چون استقلال هم صدر را می خواهد و هم شکستن این طلسم را !
سوم اینکه: سرمربی سابق زردپوشان، حالا هدایت آبی پوشان را به عهده دارد و شاید موجب شود که حتی حاشیه هایی هم در این بازی به وجود بیاید! حاشیه هایی که اگر استقلال مراقب نباشد، ممکن است برایش ایجاد دردسر کند، همان طور که قبلا هم این مورد پیش آمده، حتی در صورت برد سپاهان!
استقلال، روز یکشنبه برابر سپاهان، شرایطی دارد که بی شباهت به بازی مقابل تراکتور نیست!
وجود 4 ملی پوش خسته که در ترکیب اصلی استقلال هم هستند، مصدومیت یکی دو بازیکن فیکس که معلوم نیست کدام شان به بازی برسد؟ مهمان بودن استقلال در این بازی و یک سفر خسته کننده و از همه مهم تر داوری که تا به حال کم به ضرر آبی پوشان سوت نزده! همه ی اینها اوضاع را تا حدودی به سود سپاهان کرده، درست مثل تراکتور!
درست است که همیشه دوست داریم تیم محبوب مان برنده باشد، مخصوصا در این بازی و همین طور دلمان می خواهد این طلسم لعنتی بشکند، اما اگر بخواهیم منطقی باشیم، بهترین نتیجه ای که می شود از استقلال انتظار داشت، تساوی است!
نه اینکه سطح توقعات مان از استقلال پایین آمده باشد، ولی اگر خیلی خوشبین و احساسی برخورد کنیم و بعد خدای نکرده نتیجه ی دلخواه را نگیریم، چیزی جز ناراحتی و سرخوردگی نصیب مان نمی شود! اصلا شرایط لیگ و این مسابقه اجازه نمی دهد که از استقلال کنونی توقع بالایی داشته باشیم! پس بهترین کار این است که فعلا منطق را جایگزین احساس کنیم، هر چند سخت باشد!
استقلال اگر ببرد که چه بهتر!
اگر مساوی کند که ممکن است خطراتی به نام ملوان و تراکتور، جایش را در صدر بگیرند و اگر هم خدای نکرده ببازد...
خیال مان از دروزاه و دفاع که تا حد زیادی راحت است. می ماند خط هافبک و غایبانش و خط حمله و مردان نه چندان خطرناکش که عمده نگرانی مان به خاطر همین هاست!
شاید فقط آمار خط دفاعی سپاهان که چندان قوی هم نیست، این امید را به ما بدهد که مهاجمان آبی پوش می توانند خودی در این بازی نشان بدهند!
با همه ی این اوصاف و شرایط، حتی اگر انتظار برد نداشته باشیم، اما انتظار یک بازی جنگنده را از آبی پوشان داریم که در صورت کسب هر نتیجه ای بگوییم بالاخره تلاش خود را کردند...
"حـدیث امیـری"

ساناز محمودي/روزنامه نود
رسانه رکن چهارم دموکراسي است. جامعهاي آزاد که آزادي بيانش بتواند مسير بهتري را پيش راه مسئولان بگذارد؛ براي اين مهم بايد آن جامعه مملو از رسانههاي آزاد و خصوصي باشد.
اين مقدمه کوتاه را مينويسيم تا برسيم به جاجعه خودمان که رسانههاي خصوصياش در گوشه رينگ گير کردهاند و از چپ و راست به آنها حمله ميشود. مضيقههاي اقتصادي بخشي از حملات به رسانههاي خصوصي است و حمله همه جانبه رسانههاي دولتي به رسانههاي خصوصي بخشي ديگري از اين حملات محسوب ميشود که در جاممعه ما رسانههاي خصوصي را به رسانههاي زرد معروف کرده و آزادي بيان و انتقادها را با همين شيوه متاسفانه به گوشه رينگ برده است. در واقع آزادي بيان و بدون خط و ربط نوشتن و گفتن در اقليت قرار گرفته و لازم است که مسئولان کشورمان که داعيه آزادي حداکثري را دارند در اين راه پيش قدم شده و رسانههاي خصوصي را حمايت کنند تا مسير درستتري براي کشور عزيزمان ترسيم شود. اين حمايت البته که تنها حمايت مالي نيست بلکه بايد جلوي رشد قارچ گونه رسانههاي دولتي هم گرفته شود تا هر ارگاني با پول بيتالمال رسانه نسازد و از آن رسانه هم تنها در مسير حزب، دسته و اداره خود سود نجويد که اين به نوعي از بين بردن آزادي بيان است و توليد و شيوع دادن رسانههاي وابسته به هزار توي دولتي.
متاسفانه امروز بايد اعتراف کرد که رسانههاي دولتي به طور کلي کاري ندارند جز حمايت از زيرمجموعه يا وابستگان خود.
بحث را نميتوانيم به طور کامل باز کنيم چرا که اين بحث در صورت باز شدن به طور کامل از دايره نقد ساده فراتر ميرود و هدف ما که ايجاد يک جامعه سالم و کامل است را زير سايه قرار ميدهد اما به طور کلي مينويسيم: برخي رسانههاي دولتي تنها کارشان اين شده که نظر کارمندان ارشد در مورد مديران و مربيان را در ورزش (که بحث اين مقاله است) به اجرا درآورند.
گهگاه مديران غيرورزشي ناموفق را از پستوهاي پشتي بيرون ميآورند و با مصاحبههاي بلند بالا از آن مديران ناموفق مديراني کارآمد و توانمند ترسيم ميکنند؛ گاهي هم غير فوتباليها را که تقريبا همه آنها شکست خوردهاند مقابل فوتباليستها و بعضا اسطورهها قرار ميدهند و به جاي حمايت از حق، از بخشي حمايت ميکنند که تنها ربط و خط حزبي يا دستبندي سياسي دارند.
فوتباليها و ورزشيها در واقع اين وسط مظلوم واقع شدهاند با پول بيتالمال فلان روزنامه که وزن کاغذش قريب به يک کيلوگرم شده است با قيمتي معادل يک چهارم قيمت کاغذ سفيد فروخته ميشود آن هم با پول بيتالمال. فلان خبرگزاري چنان حمايتي ميشود که براي پيشبرد اهدافش کوچکترين مشکلي نداشته باشد و متاسفانه بعضا در برخي برنامههاي تلويزيوني هم شاهد نابود کردن ستارهها و مديران موفق هستيم و آب هم از آب تکان نميخورد و هيچکس هم معترض نميشود که مگر ميشود ستارههاي بيبديل را اينگونه خرد و نابود کرد؟
اصالتا فوتبال ستاره پرور است؛ اين يک پديده جديد در جامعه ما نيست بلکه در تمام دنيا چنين است اما اينجا ستارههاي دولتي از تمامي ابزار خود و از پول بيتالمال به قدر وفور استفاده ميکنند تا مبادا يک مدير ورزشي يا يک ستاره ملي يکي از هم سنگرهاي خودشان را تخريب کند.
از سوي ديگر اما اين مسئله به شدت جامعه آسيب ميرساند به ويژه زماني که جامعه بياد بياورد که تمامي شکستهاي ورزشي در دوران مديران غيرورزشي رخ داده و از آن بدتر اينکه ايران با وجود حافظه تاريخي ضعيف مردمانش به ياد بياورد که رسانههاي دولتي با پول مردم کساني را جلوي ستارههاي خودشان قرار ميدهند و اينها را نابود ميکنند که تنها به پشتوانه بخشي از دولت به اين مناصب رسيدهاند.
کافي است فلان ارگان دلش بخواهد مدير خودش را در فلان بخش ورزشي به کار بگيرد. از آن روز به بعد فرامين صادر شده در جهت تخريب مدير کنوني فلان بخش خواهد بود و هر روز قصهاي جديد و بلوا و دعوايي نوين به وجود ميآيد که منجر به استعفا و يا برکناري آن مدير کنوني و جانشين مدير مورد نظر باشد غافل از اينکه اين کار تنها عايدياش ضرر کردن دولتي است که هم هزينه ميکند و هم اينکه مدام در معرض قضاوت مردم قرار ميگيرد.
شايد براي اجراي همين خط و ربطها باشد که «رسانههاي خصوصي» را رسانههاي زرد مينامند و مدام طي 10 سال اخير اين مهم را تبليغ کردهاند. شايد به همين دليل و دلايل باشد که رسانههاي خصوصي حمايت مالي نميشوند تا با مغز به زمين بخورند و اعلام ورشکستگي کنند چرا که اگر رسانهها خصوصي باشند تفکرات برخي مديران مياني دولت را به اجراء درنميآورند و آن ميکنند که مردم ميخواهند.
بله رسانه در دنياي امروز بسيار مهم است. حتي انقلابهاي اخير در جوامع عربي را به رسانهها نسبت ميدهند که غلط هم نيست. اما رسانهها نبايد تا اين حد تابلو و آشکارا به تقابل با ستارههاي مردم بيانديشند چرا که تاريخ هميشه قضاوت ميکند.
به زعم ما با اين مسير بايد مقابله شود. واقعا اين مفهوم ندارد که عدهاي تصميم بگيرند که عدهاي ديگر را زمين بزنند و با رسانهها در اين رابطه جوسازي کنند، چرا که نتيجهاش مدام شکست در تمامي عرصهها ميشود و نگفتن حرفها «در رسانههاي عموما دولتي»که اين اصلا منتج به اتفاقهاي درستي نخواهد شد.
جناب سرمربی دلش به کی خوشه؟! حـنیــف؟؟؟!!!!!

به یاد روزهایی که خیلی ازشون دور نشدیم! یاد روزهایی که هنوز هماهنگ نبودیم! روزهایی که تازه پله اول بود و تا قله خیلی فاصله داشتیم! ولی....
ولی خدایا امسال همون پله اول شده نهایت آرزومون!
(کیفیت عکس خوبه، ذخیره ش کنین بعد بخونین!)