پست ثابت...!

عادل دم به تله داد / رگ آبی فردوسی پور زیر تیغ...!

فردوسی پور همواره سعی کرده خودش را یک مجری بی طرف معرفی کند و مو لای درز این پنهان سازی علاقه های احتمالی اش نرود. البته بنا بر اقتضای زمان بارها پیش آمده که شفاف سازی او باعث بروز شبهاتی در میان هواداران فوتبال به خصوص دوستداران دو تیم محبوب تهرانی استقلال و پرسپولیس شده است.

 برخلاف بسیاری از مجریان و گزارشگران ورزش فوتبال در دنیا و حتی گزارشگران شهرستانی که نوع اجرا و گزارش و لحن آنها کاملا از دلبستگی خاطر آنها به تیم شهرشان یا تیم محبوبشان خبر می دهد چند مجری و گزارشکر مطرح شبکه سه همواره سعی در پنهان نمودن علاقه درونی شان به یک تیم خاص دارند. این مخفی کاری یکی از مهمترین اصول کاری آنها محسوب می شود. معمولا بحث هواداری این گزارشکران در میان علاقمند فوتبال داغ است و هر مجری ای که بهتر از همتاهای خود بتواند ضمن بیان صریح حقایق از گرفتاری در دام افشای راز جانبداری از یک تیم یا یک فرد فوتبالی رهایی یابد در کار خود موفق تر خواهد بود. معمولا این چهار نفر زیر ذره بین قرار دارند؛ عادل فردوسی پور، جواد خیابانی ، مزدک میرزایی و پیمان یوسفی.

عادل فردوسی پور در میان این چهار مجری و گزارشکر کانون توجهات است. او همواره سعی کرده خودش را یک مجری بی طرف معرفی کند و مو لای درز این پنهان سازی علاقه های احتمالی اش نرود. البته بنا بر اقتضای زمان بارها پیش آمده که شفاف سازی او باعث بروز شبهاتی در میان هواداران فوتبال به خصوص دوستداران دو تیم محبوب تهرانی استقلال و پرسپولیس شده است.

عادل دم به تله داد...

در برنامه دوشنبه شب اما عادل فردوسی پور به اصطلاح عامیانه دم به تله داد. معمولا برنامه نود دو ، سه هفته قبل از برگزاری پیکار حساس دو تیم استقلال و پرسپولیس بیشتر مورد توجه مخاطبان این برنامه قرار می گیرد. فردوسی پور ابتدا در طرح سوال نظرسنجی برنامه دست روی حساسیتها گذاشت. در حالی که هواداران استقلال قبلا بر عادل خرده گرفته بودند که مثلا چرا بعد از قهرمانی های استقلال همه پرسی دو گزینه ای استقلال یا پرسپولیس با سوال «شما طرفدار استقلال هستی یا پرسپولیس» را مطرح نمی کند فردوسی پور از مخاطبانش پرسید که کدام دربی هیجان انگیز تر بود؟ او برای اینکه مورد بازخواست هواداران استقلال قرار نگیرد یکی از دربی های چند سال پیش را که استقلال در لحظات آخر به گل برتری رسید را نیز در میان سوالات گنجاند اما مشخص بود که دربی سال 90 که پرسپولیس در آخرین دقایق بازی با گلزنی مهاجم ایرلندی اش توانست ورق را برگرداند و هواداران قرمز تا مدتها برگ برنده ای در رجزخوانی با استقلالی ها در دست داشته باشند بیش از دیگر بازی ها در ذهن مردم باقی مانده است. عادل از قاعده چو دانی و پرسی سوالت خطاست پیروی نکرد تا شاید آنچه در دل داشته را عیان سازد! این سوال به منزله این است که از مخاطبان برنامه سوال کنی آیا بازی معروف 6 تایی ها هیجان انگیز بود یا نه! طرح چنین سوالی که جوابش معلوم است در آستانه دربی تا حدی حرفه ای گری عادل را زیر سوال برد. جالب اینجا بود که او بارها در برنامه اش به جای دربی 74 به واژه «گل های ایمون زاید» اشاره کرد در حالی که اصلا سوال برنامه در مورد بهترین گلها نبود. این یعنی عادل در ناخودآگاهش ایمون زاید را محور طرح چنین سوالی دانسته بود و در واقع قصه این نظر سنجی از ایمون زاید و روز تلخ استقلال و روز شیرین پرسپولیس برخاسته بود. 

بخش بعدی برنامه که فردوسی پور یکطرفه به قاضی رفت به آیتم «نود درجه» مربوط می شد. در حالی که تیم رقیب استقلال بنا به نظر کارشناسی برنامه 90 در شهر قم از اشتباهات داوری بهره جست و دو پنالتی برای حریف نادیده گرفته شد فردوسی پور در این آیتم اشتباهات داور را در این بازی نادیده گرفت و صحنه مشکوک به هند پنالتی در محوطه جریمه استقلال را های لایت کرد و «دستهای پشت پرده» که چند سال پیش امیر قلعه نویی مربی استقلال در انتقاد ازداوری ها عنوان کرده بود را به عنوان کنایه ای دوباره برای قلعه نویی بکار برد. جالب اینجاست که قلعه نویی مدتهاست که در برنامه نود روی خط تلفنی نیامده است و انگار اختلاف عقیدتی او با عادل همچنان ادامه دارد. اتفاقا یکی از دلایلی که هواداران استقلال را نسبت به تمایلات عادل بدبین کرده به سوابق گذشته این دو بر می گردد. عادل قبلا حتی یک بار که به چهره قلعه نویی کنایه زده بود از گزارش چند بازی فوتبال محروم شد! او بارها به ادبیات قلعه نویی ایراد گرفته بود. ماجرای معروف «کل یوم» اوج نسخ گیری فردوسی پور از قلعه نویی بود که به تعبیر خیلی ها به منزله تحقیر یک انسان در یک جامعه مورد قضاوت قرار گرفت در حالی که شان برنامه نود این نیست که یک نفر را به خاطر اشتباه در انتخاب یک عبارت مورد سرزنش قرار داده و سطح تحصیلات او را به سخره بگیرد!

قلعه نویی مرد محبوب عادل نیست...

بعد از چنین اتفاقات مشابهی بر هیچ کس پوشیده نماند که قلعه نویی هرگز مرد موجه و محبوبی نزد عادل نیست و انگار او روابط سردش با قلعه نویی را به کل استقلال و هوادارانش تعمیم می دهد. نمونه ای دیگر به حساسیت عادل در تعویق بازی استقلال با تیم داماش مربوط می شد در حالی که قضیه سفر عجیب استقلال به دورود در جاده های برفی و لغو بازی و فاصله دورود از اراک که محل استقرار استقلالی ها بود و طی مسیر دوباره برای برگزاری این بازی و سفر عنقریب استقلال بعد از این بازی به بندرعباس هیچ حساسیتی را نزد او ایجاد نکرد. همانطور که قبلا برگزاری بازی فینال جام حذفی به صورت تک بازی با یک تصمیم ناگهانی از سوی فدراسیون فوتبال آن هم در یک زمین نامساعد که کاملا به ضرر استقلالی بود که می توانست از امتیاز میزبانی اش در یک فینال رفت و برگشت استفاده کند هیچ واکنش خاصی از سوی عادل در بر نداشت.

حرکات شائبه برانگیز عادل به اینجا ختم نشد. در حالی که بازگشت یکی از محبوب ترین بازیکنان تاریخ باشگاه استقلال یکی از داغ ترین سوژه های فوتبال ایران بود فردوسی پور هیچ جایگاه ویژه ای در برنامه 90 در خصوص بازگشت فرهاد مجیدی به فوتبال ایران باز نکرد. مجیدی که بدون شک یکی از بهترین بازیکنان دو سه سال اخیر فوتبال ایران بوده است و حتی در انتخابات کنفدراسیون فوتبال آسیا در جمع چند مرد برتر قرار گرفته بود هیچ سهمی در این برنامه نداشت در حالی که شاید اگر بازیکنی مثل علی کریمی بعد از یک سال به فوتبال ایران باز می گشت فردوسی پور دست کم یک آیتم چند دقیقه ای به او اختصاص می داد. یا اگر سکوها به جای شعارهای مثبت در حمایت از مرد محبوبشان رویکردی منفی از خود نشان می دادند یقینا مورد توجه عادل قرار می گرفتند. سکوت عجیب و معنی دار عادل در خصوص بازگشت این بازیکن هم از اصول حرفه ای گری همیشگی برنامه نود به دور بود. او که به دعوای کاپیتانی در استقلال بارها اشاره کرده بود این بار که آرامشی شاید موقتی به این باشگاه بازگشته هیچ توجهی به کاپیتان استقلال نکرد.

عادل حتی به یکی از دربی های مهم دیگر که باعث مباهات پرسپولیسی ها شده بود پرداخت. دیداری که تیم استقلال نتوانست حریف دیرینه خود را با وجود اخراج دو بازیکن اش شکست دهد و عادل پرونده این بازی را در حالی به جریان انداخت که به ظاهر در پی این بود که به توصیه ای که معمولا از مقامات بالا برای این بازی به رختکن تیمها می رسد اشاره کند غافل از اینکه این رویکرد هم باعث دلخوری استقلالی ها شد.فردوسی پور در چنین برنامه هایی قبل از دربی هیچگاه به طور جامع و با جسارت اتفاقات بازی معروف «6تایی ها» را موشکافی نکرده است و در مورد شائبه کم کاری بازیکن استقلال که فردای این بازی به پرسپولیس رفت و قبل از بازی به خاطر مذاکره با پرسپولیس از سوی مدیر وقت استقلال سیلی خورد به طور جدی نپرداخته است که این ماجرا از بعد ژورنالیستی هم که شده می تواند برای عادل جالب باشد!

عادل سِر درونش را لو داده...

فردوسی پور حتی در واکنش به اشتباهات داوری در بازی قم به این مسئله اشاره کرد که پرسپولیس در این فصل از اشتباهات داوری ضربه زیادی خورده است! 

عادل حتی برای دعوت از مهمانان برنامه به روند چند هفته گذشته ادامه داد و با توجه به موفقیت استقلالی ها هیچ بازیکنی را از این تیم دعوت نکرد تا دلخوری اش را از فرهاد مجیدی به نیابت از استقلالی ها نشان دهد که معمولا به دعوت عادل پاسخ مثبت نمی دهد و این شاید یکی از دلایل بی توجهی برنامه نود به مجیدی باشد که در نگاه کلی به دور از اصول حرفه ای است. 

شاید هم چنین رویکری به انتقادات و بعضا شعارهای هواداران استقلال که از ناحیه لیدرهای منتسب به باشگاه آب می خورد مربوط باشد. وقتی که او جسورانه والبته کاملا محقانه رودرروی مدیرعامل استقلال قرار گرفت اما در برابر خشم مدیرعامل باشگاه پرسپولیس کاملا افتاده و سر به زیر عمل کرد و به قول خودش یک نیمه فوتبالی به او وقت داد تا با لحنی خشمگین در مورد عادل حرف بزند و عادل در برابر او کوتاه بیاید. این تفاوت لحن موضعگیری عادل، واکنش هواداران استقلال را در محل تمرین و در شبکه های اجتماعی نسبت به او برانگیخت.

این حقیقت کتمان ناپذیر است که فردوسی پور جسورترین ، آگاهترین و سالم ترین مجری تاریخ صدا سیما است که منشا خدمات زیادی برای ورزش ایران بوده است اما گاه پیش می آید که یک نفر نتواند سر درونش را نزد خویش محفوظ نگه دارد!

و همچنان صدر نشینی با غلبه بر رقیب قدیمی

منچستر یونایتد 2-1 لیورپول

هفته بيست و دوم ليگ برتر انگليس با انجام يک ديدار پيگيري شد.

در اين ديدار منچستريونايتد در الدترافورد ميزبان ليورپول بود که در پايان با نتيجه 2 بر يک برابر ميزبان خود به برتري دست يافت.

در اين ديدار رابين فان پرسي در دقيقه 19 روي پاس پاتريس اورا دروازه قرمزها را باز کرد. در نيمه دوم و در دقيقه 54 نمانیا ویدیچ روي ضربه کرنر ارسالي توپ را براي بار دوم وارد دروازه ليورپول کرد. درست 3 دقيقه بعد دنيل استاريج،‌ مهاجم جديد ليورپول که چند روزي است به اين تيم آمده، روي شوت استيون جرارد و دفع بد دروازه‌بان يونايتد براي ليورپول گل زد تا نتيجه 2 بر يک شود.

منچستريونايتد با اين پيروزي شمار امتيازهاي خود را به 55 امتياز رساند و همچنان در صدر جدول باقي ماند.              

                            

 چرا باید از باشــگاه لیورپـــول متنفـــر باشیــــم ؟؟!!

دقیقا ۲ روز به ضیافت بوقلمون کشی مونده

 ما لیورپول رو در تئاتر رویاها گردن میزنیم

 این متن رو تا آخر بخونید:


۱- بخاطر بیارید آنها در آنفیلد شعار هایی میخوانند و کشته شدگان یونایتد در حادثه مونیخ را مسخره می کنند که برخلاف میلم برا ی اینکه ثابت کنم باز شعار کثیفشون و اینجا میذارم تا ببینید چقدر پستن : من یو من یو به مونیخ رفت و برنگشت ، یا این : دانکن ادواردز در گور خود کود شد و پوسید ، من یو شما کود هستید و در گور خود میپوسید :


Duncan Edwards is manure, rotting in his grave, man you are manure- rotting in your grave


2- اونها حتی بنر هایی برای مسخره کردن حادثه مونیخ ساختند


۳- بیاد داشته باشید وقتی باعث شدند ۳۹ نفر از ایتالیایی ها در آنفیلد کشته بشن و همه رو مقصر دونستند غیر از خودشون


۴- بیاد داشته باشید وقتی گاز اشک آور به سوی طرفدارای یونایتد و بازیکنای ما در آنفیلد پرتاپ کردند


۵- بیاد داشته باشید وقی کانتونا جام حذفی را بالای سر میبرد روی صورتش تف انداختند همبرگر گاز زده به سمت گری نویل پرتاب کردن


۶- بیاد داشته باشید وقتی لباس یونایتد را در آتن در فینال جام اروپا به آتش کشیدند


۷- بیاد داشته باشید در سال ۱۹۹۹ در آنفیلد قبل از فینال اروپا پرچم بزرگ بایرن مونیخ و به ورزشگاهشون برده بودن


۸-بیاد داشته باشید وقتی در آنفیلد برای گرامیداشت بست سکوت شده بود سکوت و شکستند و بی احترامی کردن


۹- بیاد داشته باشید وقتی شعار “مت باسبی تو چرا زنده مانی” را در انفیلد میخوانند


۱۰- بیاد داشته باشید وقتی به آمبولانس اسمیت حمله کردن و باعث تاخیر رسیدن او به بیمارستان شدند و حتی یکی از طرفداران لیورپول از اینکه لیورپولی هست احساس شرمکرد


خود این هوادار لیورپولی شاهد بوده که هوادارای این تیم به سمت آمبولانس چاقو، بطری ، حتی نارنجک های دستی پرتاب می کردند و شعار ” تفاله ی مونیخ” و داد میزدن


این طرفدار لیورپولی تو فروم گفت: من فکر می کنم هیچ انسانی این کار و انجام نمیده ولی طرفدارای ما این کار و کردن، من از اینکه طرفدار لیورپول هستم شرمسارم


۱۱- بیاد داشته باشید وقتی دو طرفدارار یونایتد در لیورپول که برای تماشای بازی یونایتد به این شهر رفته بودن به دست طرفداران کثیف لیورپول به قتل رسیدند ک از اون به بعد لقب “آنها قاتل هستند” به لیورپولی ها داده شد


۱۲- بیاد بیارید وقتی لیورپولی ها به خانه ی بارتز دستبرد زدند


۱۳- بیاد داشته باشید وقی هاینزه خواست به لیورپول بره سر فرگوسن گفت: به هیچ وجهی به این ننگ تن نمیدیم” که حتی وقتی هاینزه خائن از باشگاه شکایت کرد و کار به دادگاه کشید هم باشگاه کنار نکشید


۱۴- بیاد داشته باشیم وقتی از سر فرگوسن پرسیدند بزرگترین آرزوی مربیگری او چیست گفت : آرزو دارم رکورد لیورپول لعنتی را بشکتم و روزی که به این افتخار برسم بزرگترین روز مربیگری من هست

manchester-united.ir

بدون شرح...!

خط حمله در انتظار فرهاد

ایشالا زودتر برگرده! فقط مثل آقامجید نامجو امیدوارم فرهاد اونی باشه که تو ذهنمونه!

(عکس رو سیو کنید بعد بخونید!)

سكوت مقابــل 14 مــاه حقوق نگرفتن!

رفتار متفاوت كيانوش در قياس با برخي بازيكنان


سابقه كيانوش رحمتي با استقلال به فصل نهم ليگ برتر برمي گردد؛ جايي كه او فعاليت خود را زير نظر صمد مرفاوي آغاز كرد. رحمتي آن روزها در تيم ملي فوتبال ايران هم حضور داشت و اغلب در تيم علي دايي به‌عنوان بازيكن ثابت به ميدان مي‌رفت كه همين پيشينه سبب شد مورد توجه مديران وقت باشگاه استقلال قرار بگيرد و در نهايت آبي پوش بشود. شايد مهم‌ترين دليلي كه سبب شد رحمتي به استقلال بيايد خلق و خوي خاص اين بازيكن در فوتبال ايران بود. در فوتبال كشورمان معمولا كمتر بازيكني يافت مي‌شود كه تحت هر شرايطي به باشگاه خود احترام بگذارد و در بازي‌ها نيز رفتار مناسبي با بازيكنان حريف داشته باشد. كيانوش در واقع جزو معدود بازيكنان فوتبال ايران به حساب مي‌آيد كه با حاشيه‌ها بيگانه است. شايد عمده دليلي كه باعث شد مديران وقت اين بازيكن را جذب كنند همين خصوصيات اخلاقي منحصر به فرد او بود. طي همه سال‌هايي كه كيانوش در استقلال حضور داشته هرگز دچار بي‌نظمي نشده است به طوري‌كه در حافظه هيچ كس كوچكترين بي نظمي از سوي اين بازيكن وجود ندارد. همه مربياني كه در سال‌هاي اخير به استقلال آمدند بر اين مهم صحه مي‌گذارند و معتقدند كه رحمتي جزو بهترين بازيكنان استقلال به لحاظ اخلاقي به حساب مي‌آيد. البته اين بدان معنا نيست كه ويژگي‌هاي فني كيانوش مورد توجه قرار نگيرد چرا كه در مقطعي وي يك تنه همه بار دفاعي خط مياني استقلال را بر دوش مي‌كشيد و در بازه زماني كه نه جباري براي استقلال بازي مي‌كرد و نه تيموريان اين كيا بود كه جور خط مياني استقلال را مي‌كشيد و درنهايت به خاطر فشار زياد بازي‌ها با مصدوميت هم روبرو شد. در تاييد كرد بيشتر خصوصيات اخلاقي اين بازيكن مي‌توان به سكوت چند ماهه‌اش در برابر دريافت نكردن همه حق و حقوقش اشاره داشت. امير قلعه‌نويي چند روز پيش اين موضوع را تاييد كرد و مي‌گويد: «كيانوش رحمتي 14 ماه است حقوقي از باشگاه دريافت نكرده است!» چنين بازيكناني در استقلال به ندرت يافت مي‌شوند. در همين استقلال هستند بازيكناني كه سال‌هاي زيادي است در تركيب آبي‌ها قرار مي‌گيرند و محبوبيت بسياري هم دارند اما هرگز به خود اجازه نداده‌اند عليه باشگاه حرفي بزنند، در حالي كه بستر براي مصاحبه كيانوش رحمتي همواره فراهم بوده و رسانه‌ها به اين بازيكن بي توجه نيستند و هرازگاهي با وي بر سر موضوعات گوناگون گفت و گو مي‌كنند، رحمتي بارها خارج از مصاحبه با خبرنگاران درباره مشكلات مالي‌اش حرف زده اما وي همواره تاكيد داشته كه چيزي در اين باره نوشته نشود. درحالي كه بازيكناني مثل برهاني، جباري و عمران زاده بارها به خاطر مشكلات مالي لب به اعتراض گشوده و حاشيه‌هايي را باعث شده‌اند. البته تعريف و تمجيد از كيانوش رحمتي بدان معنا نيست كه باشگاه نبايد مطالبات بازيكنان خود را پرداخت كند. همانطور كه يك بازيكن به باشگاهش متعهد است باشگاه نيز بايد مو به مو تعهداتش را عمل كند و اجازه ندهد آب توي دل بازيكنانش تكان بخورد اما همين كه بازيكني مثل رحمتي هرگز به خود اجازه نداده درباره مشكلات مالي چيزي بگويد خود جاي توجه دارد. بدون شك در فوتبال امروز ايران از اين دست بازيكنان به ندرت يافت مي‌شود. شايد در هر تيم يك نفر و شايد هم اصلا برخي تيم‌ها از اين دست بازيكنان در اختيار نداشته باشند.

جالب ترین نــقل قــول های رئیس فرگوسن...!

الکس فرگوسن هفتاد و یکمین سال تولدش را جشن گرفته است. او در این سال‌ها اظهارنظرهایی جنجالی داشته و گاهی نطق‌های غرایی انجام داده که «اسپورتس میل» به برخی از آنها پرداخته است.


در مورد ژوزه مورینیو

 «فکر نمی‌کردم کسی که هرگز خودش فوتبال بازی نکرده بتواند مربی تاپی بشود اما باید شخصیت او را هم در نظر گرفت. مورینیو یک شخصیت فوق‌العاده قوی دارد که این فاصله‌اش را با سایر مربیان پر می‌کند. یادم هست که در نخستین کنفرانس خبری‌اش در سال ۲۰۰۴ در چلسی چه حرف‌هایی زد و من با خودم فکر کردم «یا مسیح! او چه آدم مغرور و پر افاده ای است» مدام به بازیکنانش می‌گفت ببینید من یک آدم خاص هستم و ما بازی‌های مان را نمی‌بازیم.»

 *بعد از به خاطر آوردن خاطراتش از ورود مورینیو به فوتبال انگلیس


«او می‌تواند هر جایی مربیگری کند. شکی ندارم اما نمی‌خواهم پیش بینی کنم که در یونایتد چه خواهد شد. من که تا ابد ماندنی نیستم اما ژوزه هر جا برود موفق می‌شود.»

 *در مورد احتمال آمدن مورینیو به جای خودش


«صحنه عجیبی بود. یعنی اگر صد یا حتی یک میلیون بار دیگر هم تمرین کنم ضربه‌ام دوباره اینطوری به کسی نمی‌خورد. یعنی اگر می‌توانستم فوتبال را ادامه بدهم چه می‌شد!»

 *در مورد اتفاق جنجالی و معروف پرتاب کردن یک لنگه کفش به سمت بکام که ابروی او را شکافت.


«وقتی یک ایتالیایی به من می‌گوید که غذا پاستا است من اول باید بروم سس غذا را بررسی کنم. هر چه باشد آنها مخترعان پوشش دود برای کارهای نظامی هستند!»

 *یک توصیه ظریف از سوی او برای یونایتد که در یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان ۱۹۹۹ با اینتر بازی داشت.


«اینتزاگی اصلا توی یک موقعیت آفساید به دنیا آمده است»

 *در مورد فلیپو اینتزاگی


«آنها می‌آیند و می‌گویند که انگلیسی‌ها فوتبالشان خیلی قوی است و ما در بازی هوایی افتضاح هستیم و از پس این کار و آن کار برنمی‌آییم. بعد صفر-۳ شما را شکست می‌دهند.»

 *نظر فرگی در مورد تیم‌های ایتالیایی


«من یک اصطلاح داشتم که همیشه می‌گفتم یک بازیکن اگر در اوج باشد چنان حسی دارد که انگار می‌تواند اورست را با دمپایی فتح کند. او هم همینطوری بود.»

 *در مورد پل اینس


«اگر قدش دو سه سانت بلند‌تر بود بهترین دفاع وسط بریتانیا می‌شد. قد پدرش ۱۸۸ سانت بود. خودم قد او را که یک شیرفروش بود دیده بودم.»

 *در مورد گری نویل


«داشت جلوی من قد علم می‌کرد و بقیه بازیکنان تقریبا جلوی چشم‌های‌شان را گرفته بودند. من هم بالا را نگاه کردم و با خودم فکر کردم اگر مرا بزند حتما می‌میرم.»

 *یادآوری یک مورد مشاجره با پیتر اشمایکل


«نخستین باری که او را دیدم به یاد دارم. ۱۳سالش بود. روی زمین مثل یک سگ نژادکوکر که دارد دنبال یک کاغذ آلومینیومی در باد می‌دود حرکت می‌کرد.»

 *نخستین بار که رایان گیگز را دید.


«وین واقعا سعادتمند است. هیچ توانایی خاصی ندارد اما آتشی در وجودش شعله ور است.»

 *در مورد رونی که سال ۲۰۰۴ به یونایتد پیوست.


«گاهی اوقات که به مرتع نگاه می‌کنی یک گاو را می‌بینی و فکر می‌کنی که از آن گاوی که خودت داری بهتر است.»

 *در مورد تغییر عقیده وین رونی و تمدید قراردادش با یونایتد در سال ۲۰۱۰


«اگر یک بازیکن در هر کجای دنیا باشد که برای یونایتد ساخته شده باشد او کانتونا است. او وارد زمین می‌شود، سینه‌اش را جلو می‌دهد، سرش را بالا می‌گیرد و انگار دارد به یار مقابل می‌گوید: «من کانتونا هستم. تو چقدر بزرگی؟ آنقدر بزرگ هستی که به پای من برسی؟»

 *در مورد اریک کانتونا


«شرط می‌بندم که او نمی‌تواند ۱۵ گل در لیگ بزند و من مجبور می‌شوم که شرطم را در مورد او عوض کنم. اگر ۱۵ تا بزند بعدش چون من مربی تیم هستم شرط را عوض می‌کنم و می‌گویم او ۱۵۰ تا گل خواهد زد!»

 *در مورد کریستیانو رونالدو و شرطی که با او بسته بود


«فکر می‌کنید من با آن اوباش‌ قرارداد می‌بندم. یا عیسی مسیح! اصلا امکان ندارد. من به آنها یک ویروس هم نمی‌فروشم.»

 *درمورد احتمال فروختن رونالدو به رئال که در سال ۲۰۰۹ این اتفاق افتاد.


«من آدم لعنتی با استعدادی هستم. شاید می‌توانستم سراغ نقاشی یا کاری شبیه آن بروم.»

 *در مورد داوینچی


«مدیریت در فوتبال کار پر استرس و فشاری است. مسابقات اسبدوانی آرامش بخش است. دارم پیانو زدن را یاد می‌گیرم. مصمم هم هستم. این هم یک راه دیگر برای کاستن از فشارهای کاری است.»

 *علاقه‌های فرگی خارج از فوتبال


«این چه بازی آشغالی است که دارید انجام می‌دهید؟ این مزخرف‌ترین بازی است که از شماها تا به حال دیده‌ام. هیچ کدامتان جرات ندارد توی چشم من نگاه کند چون حق حرف زدن ندارید. باورم نمی‌شود تا به اینجا آمده اید و می‌خواهید کار را اینطوری خراب کنید!»

 *بین دو نیمه دیدار با شفیلد ونزدی در سال ۱۹۹۸


درباره فلسفه پیروزی

 «من از باختن خوشم نمی‌آید اما متعادل‌تر شده ام. شاید برای مدتی کوتاه از کوره در بروم اما خیلی زود خودم را کنترل می‌کنم. من هرگز توی زندگی‌ام برای مساوی گرفتن بازی نکرده ام. گاهی اوقات باید در فوتبال دست‌هایت را بالا ببری و بگویی بله آنها بهتر از ما هستند اما تا زمانی که بازی‌هایی برای انجام دادن باقی مانده کار تمام نشده است.

 *بعد از دریافت جام قهرمانی لیگ برتر و جام اتحادیه و انتخاب به‌عنوان مربی سال ۱۹۹۹


«من به سرنوشت اعتقاد دارم. به بچه‌ها می‌گویم که اتوبوس در حال حرکت است. باشگاه باید پیشرفت کند و اتوبوس منتظر کسی نمی‌ماند. یک بازیکن خوب همیشه باید سخت تلاش کند. فوتبال بازی سختی است. مسابقه‌ای که همیشه می‌تواند بدترین بازی‌ها را هم از شما نشان دهد اما تنها قهرمان‌های واقعی هستند که بعد از شکست ارزش خودشان را نشان می‌دهند. باید داستان آن غازی را برای‌تان بگویم که از کانادا تا فرانسه پنج‌هزار مایل پرواز کرده. شکل پروازشان هم شبیه عدد هفت است اما آنهایی که در ردیف دوم هستند پرواز نمی‌کنند. آنها جانشینان نفرات اولی هستند که جای‌شان را می‌گیرند. کار کاملا تیمی است.»

 *درباره اهمیت کار تیمی


«کار کردن خیلی مهم است. بعضی‌ها آن را دوست ندارند اما من چرا. بازنشستگی مال

 جوان هاست.»

 *در پاسخ به سوالی در مورد بازنشستگی


«اگر والدینم هنوز زنده بودند خیلی به من افتخار می‌کردند. آنها باعث شدند زندگی و تربیت خوبی داشته باشم. ارزش‌هایی که من با آنها بزرگ شدم به من اعتماد به نفس داده.»

 *در مورد ارزش‌های وجودی خودش


«من با شماها حرف نمی‌زنم. او بازیکن خیلی خوبی است و شماها یک مشت احمقید.»

 *خطاب به هوادارانی که از خوان سباستین ورون انتقاد می‌کردند


«من اصلا برای شما اعتباری قایل نیستم. شما از این حرف می‌زنید که می‌خواهید بیایید اینجا با افراد در تماس باشید و از خودتان می‌پرسید چرا من به شما محل نمی‌گذارم. مایه شرمساری هستید و یکی از این روز‌ها درها به طور دایم به روی‌تان بسته خواهد شد.»

 *در مورد رسانه‌ها


«داستان‌های خیالی تمامی ندارند. اگر قرار باشد به این چیزها که می‌گویند گوش کنم وضعیت تیم به هم می‌ریزد. بارها شده گفته‌اند من فنجان‌های چای‌ام را پرتاب کرده‌ام. این اخبار غلو شده هستند. دوست ندارم اینطوری در موردم حرف بزنند.»

 *در مورد قضیه معروف «سشوار» و فریادهایش بر سر بازیکنان


«اصلا حرفش را هم نزنید. ما هرگز او را نمی‌فروشیم. نه او و نه هیچ کدام از بازیکنان بزرگمان را.»

 *آوریل ۲۰۰۳ دو ماه قبل از فروش بکام به رئال مادرید


«سرعت بازی به گونه‌ای بود که به داوری روی فرم نیاز داشت. داوران خارجی را ببینید که مثل سگ قصاب آمادگی بدنی دارند. ما هم داوران آماده داریم اما او اصلا روی فرم نبود. او به استراحت نیاز دارد. مضحک است. سی ثانیه طول می‌کشید تا یک بازیکن را جریمه کند.»

 *حرف‌های بی‌رحمانه‌اش در مورد آلن وایلی داور بازی تیمش


تولدت مبارک رئیس

خاطرت تلخ و شیرین در سال 2012

مقدمه...!

بازی های زیادی از یونایتد را به خاطر دارم که برایم خاطره آفریده اند. یونایتد موفقیت های زیادی داشته است و در مقابل، ناکامی هم کم نداشته است.. کدام هوادار یونایتد از قهرمانی منچستر یونایتد در لیگ برتر در فصل 2010-11 خوشحال نشده؟ و این قهرمانی برایش شیرین نبوده؟ قهرمانی ای که رکورد بیشترین قهرمانی در لیگ برتر را برای منچستر یونایتد به ارمغان آورد و عدد 19 ای که همواره نشانه ای از این رکورد شکنی به یادماندنی بوده است. کدام هوادار یونایتد از حذف تلخ یونایتد در دور یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان فصل 2009-10 متاثر نشده است؟ حذف شدنی که حتی با وجود پیروزی 3-2 یونایتدی ها هم چیزی از تلخی آن کم نشد روزهایی که وین رونی مصدوم بود و در بازی برگشت هم با پای مصدوم بازی می کرد.. فصل گذشته هم منچستر یونایتد فصل چندان موفقی را نداشت. اگر دست من بود و اگر قرار نبود که خاطره های تلخ و شیرین سال 2012 یونایتد را در کنار هم مرور کنیم، مطمئناً من به حذف تلخ و ناباورانه ی یونایتد در مرحله گروهی لیگ قهرمانان در اواخر سال 2011 میلادی می پرداختم که برایم بسیار تلخ بود، یادم هست برای این حذف زود هنگام دل نوشته ای هم نوشتم و الان هم دارمش. به هر حال، شکست مقدمه پیروزی است.. فوتبال برد و باخت دارد و همیشه روز های خوش نخواهد داشت و ما هم همگام با تیم مان هم تلخی دیده ایم و هم شیرینی چشیده ایم. تلخی را می فهمیم چون شیرینی پیروزی و موفقیت دیده ایم و شادی از پیروزی و موفقیت تیم مان برایمان ارزشمند است چون بارها افتادن ها و بلند شدن ها و تلاش هایش را دیده ایم. وقتی تیم مان شکست می خورد انگار خودمان در زندگیمان شکست می خوریم و وقتی تیم مان پیروز می شود انگار خودمان در زندگی پیروز می شویم. در کنار تیم مان بزرگ شده ایم و قد کشیده ایم و مطمئناً تیم محبوبمان را از خودمان می دانیم.

خاطره تلخ: وقتی امیدمان، نا امید شد!


بازی هم زمان منچستر سیتی- کوئینز پارک رنجرز و ساندرلند- منچستر یونایتد

زمان دو بازی: یکشنبه 13 می 2012، 24 اردیبهشت 1391

این دو بازی آخرین بازی های فصل گذشته ی لیگ برتر بودند.. یونایتد علیرغم اینکه فصل پیش امید های زیادی برای قهرمانی در لیگ برتر داشت و از بازیش با کوئینز پارک رنجرز 8 امتیاز با اصلی ترین رقیبش، منچستر سیتی فاصله پیدا کرده بود اما با باخت مقابل ویگان، با مساوی مقابل اورتون و سرانجام باخت مقابل منچستر سیتی، این اختلاف امتیازات به کلی برداشته شد تا در بازی آخر فصلش محکوم به برد باشد و چشم به مساوی یا باخت منچستر سیتی در مقابل حریف رده هفدهمی داشته باشد! خب می شود گفت 98 درصد محال بود که سیتی از این فرصت استفاده نکرده، بگذرد و دو دستی جام را به یونایتدی ها تقدیم کند! من از بازی دور برگشت سیتی جلوی یونایتد دیگر مطمئن شدم که جام آن فصل، مال سیتی است.. وقتی، همان روز مسابقه ی سیتی با یونایتد، زیر باران اردیبهشتی دعا کردم و اعتقاد داشتم زیر باران دعاها مستجاب می شود و نشد، وقتی در بازی نا امید کننده مان دیدم که چطور بیش از دو سه موقعیت نصفه و نیمه پیدا نکردیم، وقتی مزدک میرزایی همش از بازی سیتی تعریف می کرد و عدم تمرکز یونایتدی ها را خاطر نشان، وقتی یک گل در نیمه اول خوردیم و جبران نشد، وقتی زابالتا و توره همه کاره ی میدان بودند و ما هیچ کاره، وقتی زمانی که باید می بردیم و نبردیم، وقتی اختلاف امتیاز ها برداشته شد دیگر نمی شد امیدی به قهرمانی یونایتد ها در آن فصل بی جام و افتخار داشت! من یکی که کاملاً ناامید شدم. جام از آن سیتی ها بود، سیتی هایی که داغ باخت 6-1 را بر دلمان گذاشتند و در بازی برگشت هم که آن طور... . دو هفته مانده به پایان رقابت ها. امتیاز ها برابر ولی تفاضل گلمان 8 تا کمتر از سیتی هاست. نیوکاسل تیمی نبود که سیتی نتواند ببرد و سوان سی سیتی هم تیمی نبود که ما نبریمش (سوانسی فصل پیش!).. روزی که قهرمان باید مشخص میشد، رسید. روز 24 اردیبهشت..

با خواهرم حرف میزدم در مورد بازی های یونایتد، در مورد اوج گرفتن و بعد فرود آمدنش.. خواهرم تنها کسی است که توانستم مثل خودم یونایتدی اش کنم. برادرم را نتوانستم او از سینما خوشش می آید و فوتبال را هم در حد همان تیم ملی معمولی می بیند البته الان، همان را هم نمی بیند! من تنها کسی هستم که در خانه مان، سنگ یونایتد را به سینه می زنم وقتی از پیروزی های یونایتد با اشتیاق حرف میزنم انگار به در و دیوار حرف میزنم! ظاهراً پدر و مادرم گوش می کنند ولی هیچ کدام اعتنایی نمی کنند. باز صد رحمت به خواهرم. به او می گفتم یونایتد بد افت کرد.. او می گفت: یونایتدن یونایتد های قدیم! انگیزه ای در این بازیکنا نمانده! می گفت: یونایتد بعد از رفتن رونالدو از تیم، پس رفت کرد. من می گفتم یونایتد، این فصل افت کرده ولی این حرف را باور نداشتم که رفتن رونالدو، تاثیر آنچنانی به عدم موفقیت های تیم داشته باشد، فصل 2010-11 را برایش مثال آوردم، فصلی که رونالدو نبود اما منچستر یونایتد قهرمان جزیره شد و در لیگ قهرمانان به فینال رسید. او گفت: پس علت این وضع یونایتد چیست؟ گفتم: نمی دانم. تیم بدی نداریم. در جام حذفی، بد شانس بودیم و در دقایق آخر باختیم، لیگ قهرمانان را شل گرفتیم و تیم هایش را دست کم وگرنه تیم بدی نداریم.. ما وین رونی، چیچاریتو و سایرین را داریم و الان هم به خاطر تفاضل گل، تیم دوم می شویم. اما دلیل درست و درمان نتواستم برایش بیاورم شاید هم نخواستم جلویش تیم را پایین بیاورم، نمی خواستم بگویم که به غیر از رونی مهاجم خوبی نداریم، نمی خواستم بگویم که دروازه بانمان چندان مطمئن نیست و مهم تر از همه نمی خواستم منچستر سیتی را در چشمش بزرگ کنم.. تا حد زیادی هم جلویش کم آوردم که نتوانستم دلیل قانع کننده و منطقی ای برایش بیاورم.

بازی منچستر سیتی- کوئینز پارک رنجرز قرار بود از شبکه ورزش پخش شود و بازی یونایتد از شبکه سه ولی ساعت 6 و نیم بعد ازظهر شبکه سه بازی منچستر سیتی را گذاشته بود و شبکه ی ورزش هم بازی یونایتد را. آن زمان تلویزیونمان شبکه ورزش را نمی گرفت. من آن زمان کنکور داشتم و کلی درس برای خواندن، گفتم اگر بازی من سیتی را نگاه کنم هم آنها بازی را می برند و من ناراحت می شوم و روحیه ام کمتر می شود و هم از درسم می مانم. با این وجود وقتی بازی سیتی شروع شد، اولین نفری که جلوی تلویزیون نشست، خودم بودم.(خنده) کوئینز پارک رنجرز مربی خوبی داشت و از آنجا که اگر بازی را می باخت و بولتون هم می برد، سقوط می کرد بازی را دست بالا گرفته بود من هم خوشم آمد، گفتم شاید همین رده هفدهمی ها جلوی سیتی ها را بگیرند، واقعاً هم بد بازی نمی کردند و به خصوص دروازه بانشان خیلی خوب دروازه بانی می کرد ولی وقتی دقیقه 39 و اواخر نیمه ی اول زابالتا گل زد، تلویزیون را خاموش کردم و خواهرم را هم که داشت با من تلویزیون تماشا می کرد، مرخص کردم و گفتم: برو به کارهایت برس! از این سیتی خیری به ما نمیرسه! رفتم درس هایم را خواندم بعد خواهرم گفت: بیا ببینیم بازی چند-چنده؟ من هم که فضولیم گل کرد گفتم: اوکی. گفت: فکر کنم الان سیتی یه 5 تا گل رو زده، گفتم: شایدم 1-1 مساوین، خلاصه این شد که تلویزیون را روشن کردیم و در کمال ناباوری بازی 1-1 بود. چقدر امید به ما تزریق شد و منم می گفتم: ایول بابا! عجب حدسی زدم ها! کمی نگذشته بود که کوئینز پارک رنجرز گل دوم را زد، من دو متر بالا پریدم و گفتم: دیگه ما قهرمانیم.. بعد همین طور تا دقایق تلف شده بازی هی دعا می کردم و هی دعا می کردم که سیتی بازی را ببازد.

آن طرف هم یونایتد با تک گل وین رونی پیش بود ولی خیالم از پیروزی آنجا راحت بود و چسبیده بودم به بازی سیتی و کیو پی آر که انشالله با باخت سیتی قهرمان بشویم. دیگر در اوج امید بودم واکنش های دروازه بان کوئینز پارک رنجرز عالی بود و من به او درود می فرستادم. می گفتم دیگه ما قهرمانیم و انگار نه انگار که از دو هفته قبل از یونایتد قطع امید کرده بودم. بازی 5 دقیقه وقت تلف شده داشت. ادین ژکو گل مساوی را که زد انگار یه سطل آب روی سر من خالی شد، گل سوم سیتی ها.. تیر خلاصی برای طرفدارای یونایتد بود.. دهانمان همین طور باز مانده بود که چطور اینها در عرض 2 دقیقه همه چیز را به نفع خود تمام کرده اند. مثل اینکه آدم را به قله کوه ببرند و از آنجا یک راست به پایین پرت کنند. این حس من در آن لحظات بود. واقعاً حس عجیبی بود. تمام امید هایم ناامید شد. با خودم گفتم: نباید با طناب پوسیده ی رنجرزی ها به چاه میرفتم و ناامید رفتم که درس بخوانم. بله، به همین سادگی چهره قهرمان لیگ برتر عوض شد و فکر کنم بازیکنان یونایتد هم حس من را داشتند، آنها هم گیج شده بودند. فردیناند بعد قهرمان نشدن یونایتد گفته بود: فوتبال طبیعت ظالمانه ای دارد.. حق با او بود.

خاطره ی شیرین: همه چیز از امروز شروع می شود!

منچستر سیتی- منچستر یونایتد

زمان بازی: یکشنبه 9دسامبر 2012، 19 آذر 1391

بازی ای که از حساسیت زیادی برخوردار بود، خیلی ها(طرفداران غیر یونایتدی) قبل از بازی می گفتند یونایتد این فصل،یونایتد زهر داری نیست و تاکنون هم تیم های ضعیفی رو برده است برای بازی یونایتد و چلسی بهانه می آوردند که داور هوای یونایتد را نگه داشته است و دو اخراجی روی دست دی متئو گذاشته است برای بازی با آرسنال، حرفی برای گفتن نداشتند ولی باز هم بهانه های صد من یه غاز می آوردند، از نظرشان بازی با لیورپول هم از لحاظ داوری به سود یونایتد بود زمانی که بازیکن لیورپول به غلط اخراج شده و پنالتی برای یونایتد هم اشتباه بوده! یا اینکه یونایتد هم باید اخراجی می داد.

بازی با سیتی را حدس می زدم مثل بازی با چلسی آغاز کنیم یعنی گل اول را یونایتد بزند و در انتها برنده ی بازی شویم که دقیقاً همین طور شد گل اول وین رونی در دقیقه 16 بازی، سیتی را زخمی کرد گل بعدیش زخمی تر! شاید انتظار نداشتند و فکر می کردند مثل بازی فصل پیش در دور رفت، ابتکار عمل را خودشان در دست می گیرند و گل ها را پشت سر هم وارد دروازه ی یونایتد بیچاره! می کنند نیمه ی دوم هم یونایتد عالی بود، در خط دفاعی فرو رفته بود ولی عالی دفاع کرد گل اول سیتی در شرایط پیچیده ای گل شد و گل دوم هم از روی شوت موذیانه ی زابالتی نامی! اگر گل سوم یانگ، پذیرفته می شد شاید کار به اینجاها نمی کشید، شاید شرایط کاملاً به سود یونایتد رقم می خورد و ما هم به جبران آن سلاخی فصل گذشته ی سیتی ها، مشغول بودیم جایی هایی بود که ایراددار، قضاوت شد. آنها فکر می کردند که با کشیده شدن بازی به دقایق تلف شده می توانند خاطره ی گلزنیشان در این دقایق را (مثل بازیشان با کیو پی آر) تجدید کنند اما فان پرسی با ضربه آزاد زیبایش نشان داد که بهترین خرید این فصل یونایتد است و در بازیی که شاید چهره ی قهرمان این فصل را مشخص می کند، می تواند خود را به عنوان مرد اول میدان به رخ بازیکنان و هواداران سیتی بکشد.. یونایتدی ها در این بازی، داور و تیم مدعی را با هم شکست دادند تا دیگر بهانه ای و ادعایی برای اظهار(!) نمانده باشد اشلی یانگ و کلورلی در بازی عالی بودند و دفاع هم روز خوشش را گذراند.. یونایتد نتوانست بازی را 1-6 بکند ولی اختلاق امتیاز را در صدر جدول با تیم دوم به 6 رساند و این کم غنیمتی نبود از این بازی مهم! با خونی شدن ابروی فردیناند هم مشخص شد تیم اول شهر منچستر چه رنگیست، قرمز. شیرین ترین بازی از یونایتد را در این روز دیدم، روزی که همه چیز از آن روز شروع شد، روزی که یونایتد احیا شد، خودش را ثابت کرد و برای تیم های حریف خط و نشان کشید...!تمام.

nikoo

در آخر یک عکس از شادی که یکی از بچه های mutd.ir هست

امیر قلعه‌نویی؛ این مرد جراح زیبایی است...!

 امیر قلعه‌نویی ژست نازی‌آبادی دارد و افتخار "سنتی" بودن. امیر قلعه‌نویی بدون شک تواناترین مربی برآمده از گارد سنتی فوتبال ایران است که این سنتی بودن به ذات نه امتیاز است و نه نقطه‌ی ضعف. اما پدیده‌های مدرن و تازه همیشه امیر قلعه‌نویی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند و برخلاف الگوی دیرینه‌اش علی پروین هیچ‌گاه از آنها فراری نیست و همین باعث شده که تاریخ مصرف او در فوتبال ایران افزایش یابد و دایره تیم‌های تحت امرش به یک تیم محدود نشود.

1) امیر قلعه‌نویی در اولین سال حضورش در سپاهان به بازی دوم نرسیده و پس از شکستش مقابل استقلال سه-پنج-دو دوست‌داشتنی‌اش را بوسید و کنار گذاشت و یک بار هم سراغش نرفت. در همان سال برخلاف سبک فوتبال دوست‌داشتنی‌اش که مبتنی بر فیزیک و بازی مستقیم است تیمش را مجبور کرد که برای عماد رضا بازی کنند و از او آقای گل بسازند. اگرچه که در سال بعد از آن با آمدن یانوش و رفتن عماد، امیر دوباره به همان سبک سابق برگشت و البته نتایج بهتری در ایران و آسیا گرفت.

2) بدعت تازه‌ای که امیر در فوتبال ایران به آن رسید استفاده از نقل و انتقالات نیم‌فصل برای ترمیم و بهسازی تیمش در ادامه‌ی فصل است. تراکتور در نیم‌فصل اول سال پیش 29 امتیاز كسب كرده و 7 امتیاز با صدر جدول فاصله داشت. اما خرید چند بازیکن که چندان هم سرشناس نبودند و جزء متوسط‌های فوتبال ایران به شمار می‌آیند تراکتور را به مسیر موفقیت برگرداند و در نیم‌فصل دوم 37 امتیاز گرفت و سهمیه آسیایی میسر شد.

 امیر قلعه‌نویی امسال هم همان کار را تکرار کرد و با آوردن مهاجمی مثل ایمان موسوی یا حتی حاتمی و بازیکن کم‌اسم‌ورسمی مانند عباس محمدرضایی و حسن اشجاری پرسن‌وسال کاری کرد که نقطه ضعف‌های تیمش تبدیل به نقاط قوت شد. امیر قلعه‌نویی این روزها وقتی جلوی دوربین می‌ایستد به راحتی می‌توان آثار عمل بوتاکس را در صورتش مشاهده کرد. برای از بین بردن چین و چروک‌های ژنرالی‌اش چیزی که شاید چندان هم در مرام نازی‌آبادی‌ها نباشد اما امیر مشکل چندانی با کارهای جدید برای رفع نقص‌هایش ندارد. آن هم با پدیده‌های نو.

ایدئولوژی این مکتب دشمنی با امیر است؟!

1- منتقدان بازگشت فرهاد مجيدي به استقلال با پيش كشيدن واژه«مكتب ناصر حجازي» بازگشت فرهاد مجيدي به استقلال را تقبيح و تكفير مي‌كنند و به او انگ عدول از اين مكتب را مي‌زنند. اما آيا مي‌توان از ايشان خواست ابتدا به ساكن ايدئولوژي و چارچوب مكتب موردنظرشان را بيان كنند. آيا مرحوم ناصر حجازي در زمان حيات خود ادعاي ايجاد مكتب و فرقه‌اي داشت كه پس از فوتش عده‌اي خود را وفادار به آن مي‌دانند و ديگري را به خاطر خروج از آن محاكمه مي‌كنند و به سلابه مي‌كشند؟! مكتب چارچوب دارد، تعريف دارد، ايدئولوژي و هدف دارد. اگر ممكن است مدافعان مكتب ناصر حجازي تعريفي كلاسيك و علمي از مكتب موردنظرشان بيان كنند. به نظر مي‌رسد تنها چارچوب و ايدئولوژي اين مكتب دشمني با امير قلعه‌نويي است! هركس كه با سرمربي استقلال دشمن باشد از مكتب حجازي است و هركس كه با او آشتي كند به اين به‌اصطلاح مكتب خيانت كرده است. اگر قرار باشد مشكل و خصومت شخصي افراد عنوان مكتب به خود بگيرد ما مكاتب زيادي در فوتبال خواهيم داشت. مكتب علي دايي و ايدئولوژي آن هم دشمني با حبيب كاشاني است يا مكتب حسن روشن و ايدئولوژي آن هم ستيز با فتح‌ا...زاده! همين امروز و فرداست كه مدعيان مكتب حجازي براي محكم‌كاري از قول ناصرخان نقل كنند كه هركس با قلعه‌نويي دوست باشد از من و از مكتب من نيست! مرحوم ناصر حجازي اسطوره محبوب و بي‌بديلي است اما تا آنجا كه تاريخ شفاهي و كتبي معاصر نشان مي‌دهد نه مكتبي داشت و نه ادعايي در اين مورد مطرح كرد. حال چطور مي‌شود كه پس از او چنين واژه‌اي ساخته و پرداخته مي‌شود را بايد در مختصات و ساختار غلط جامعه ايراني و ساير جوامع جهان سوم جست‌وجو كرد و در اعماق تاريخ دنبال ريشه‌هاي آن گشت. آن‌جا كه اسطوره‌هاي مهجور در زمان حيات، پس از مرگ به بت تبديل مي‌شوند.

2- چه كسي مي‌تواند ادعا كند اگر مرحوم حجازي امروز ميان ما بود همان‌گونه كه فتح‌ا...زاده بارها ادعا كرده او را به استقلال نمي‌آورد تا به خيال خودش مثلث طلايي حجازي- قلعه‌نويي- فتح‌ا...زاده را تشكيل دهد؟! چه كسي مي‌تواند به ضرس قاطع بگويد اگر بستر اين همكاري فراهم بود ناصرخان حاضر به همكاري با زوج فتح‌ا...زاده و قلعه‌نويي نمي‌شد؟ مرحوم حجازي بارها عليه فتح‌ا...زاده موضع گرفت و گفت حاجي در حقش نامردي كرده و زير پايش را خالي كرده است و اينكه ديگر حاضر به كار كردن با چنين مديري نيست. اما زماني كه ديد استقلال به وجودش نياز دارد به پيشنهاد حاجي لبيك گفت و در جلسه‌اي دونفره تمام كدورت‌ها را پشت در چال كرد و بازهم كنار او قرار گرفت. ناصرخان آنقدر عاشق فوتبال بود كه حتي حاضر شد با فردي بدنام در اين فوتبال همكاري كند و در باشگاه دي‌استرادا كه اين فرد زمام‌دار امورش بود به كار مشغول شود. در زندگي شخصي و حرفه‌اي هركس از اين حق برخوردار است كه باتوجه به سلايق و منافع خود كه مي‌تواند مادي يا معنوي باشد رفتار كند و تصميم بگيرد. كما اينكه مرحوم ناصر حجازي درست به همين دليل استقلال را به مقصد تيم ديگري ترك كرد و برابر هم‌تيمي‌هاي سابقش قرار گرفت. پس اگر عده‌اي به هر دليلي قصد تخريب يا تسويه‌حساب با مجيدي را دارند نبايد در اين مسير از نام بزرگ مرحوم حجازي وام بگيرند كه سابقه روشن اين اسطوره نشان مي‌دهد راضي به اين سوءاستفاده‌ها نيست.

3- به نظر مي‌رسد مجيدي قرباني جرياني شده كه سال‌هاست دنبال تسويه‌حساب با امير قلعه‌نويي مي‌گردد. اگر در اين معامله يك طرف كار كسي غير از قلعه‌نويي بود بازهم فرهاد تا اين اندازه مورد هجمه و انتقاد قرار مي‌گرفت؟ البته بخشي از اين مربيان هم به تسويه‌حساب با خود مجيدي برمي‌گردد. عده‌اي مي‌خواهند با استفاده از فرصتي دست‌داده برخي از اتفاقات گذشته از جمله جدايي نابه‌هنگام او در نيم‌فصل يا درخشش او در داربي‌ها و جدلي كه با پرسپوليسي‌ها داشت را جبران كنند. متاسفانه از انتقادهاي مطرح شده تنها بوي تسويه‌حساب مي‌آيد وگرنه بازگشت او اگر باعث خوشحالي نباشد جايي هم براي ناراحتي نمي‌گذارد. مانند هركس ديگري در كارنامه مجيدي هم نكته‌هاي مثبت و منفي زيادي وجود دارد. اما منتقدان آشفته بازگشت او چشم خود را روي تمام نكات مثبت بسته و منفي‌ها را زير ذره‌بين بدبيني برده‌ و در محكمه‌اي كه خودشان قاضي، دادستان، وكيل‌مدافع، هيات‌منصفه، شاهد و حتي شاكي و در يك جمله همه‌كاره هستند، راي به محكوميت مجيدي مي‌دهند و او را از اسطوره بودن هم خلع مي‌كنند؟! اما در مورد مجيدي اين نكته ناديده گرفته مي‌شود كه برخلاف بسياري ديگر كه در اين فوتبال لقب اسطوره را يدك مي‌كشد در ايران غير از پيراهن استقلال پيراهن تيم ديگري را بر تن نكرده يا در ابتداي فصل با وجود تمام اختلاف و دعوايي كه با مديرعامل و سرمربي باشگاه داشت قيد پيشنهادهاي ميلياردي ساير تيم‌ها از جمله پرسپوليس‌ را زد تا به پيراهن تيمي كه ادعا مي‌كند به آن علاقه دارد، وفادار بماند.

4- پرويز مظلومي به طعنه ابراز اميدواري كرد فرهاد حالا كه برگشته دوباره دلش براي تيام تنگ نشود! اما سرمربي بركنار شده استقلال بهتر از هركس مي‌داند دليل اصلي رفتن مجيدي از چه قرار بود و ربطي به دخترش نداشت.
مجيدي هم هرگز در جايي عنوان نكرد به خاطر دخترش تيام از استقلال جدا شد و اين ادعا تنها از سوي مسوولان باشگاه مطرح شد. مشكل اصلي پنهان ماند تا به قول خودشان تيم وارد حاشيه نشود و مجيدي هم براساس توافقي كه كرده بود، سكوت كرد. پرويزخان در آن مقطع كه استقلال پرمهره بود و خوب امتياز مي‌گرفت وقتي ديد تيم تحت هدايتش با اختلاف قهرمان نيم‌فصل شده و چهار داربي را هم پشت سر هم درو كرده و ميداوودي هم از بند مصدوميت رها شده است بدش نمي‌آمد بدون فرهاد استقلال را قهرمان كند و سند اين موفقيت را شش‌دانگ به نام خودش بزند. اما غافل از اينكه ستاره‌هايش يكي پس از ديگري مصدوم مي‌شوند و ميداوودي هم از آمادگي به دور است. در غير اين صورت نه خودش و نه فتح‌ا...زاده به اين راحتي با جدايي مجيدي موافقت نمي‌كردند و رضايتنامه‌اش را كف دستش نمي‌گذاشتند به نظر مي‌رسد پرويزخان با اظهاراتي از اين دست درصدد آن است تا به نوعي انتقام ناكامي و بي‌تيم ماندنش را از مجيدي بگيرد. فرهاد در آن مقطع به دليلي استقلال را ترك كرد كه هنوز هم برطرف نشده است اما خودش در مصاحبه‌اي اذعان كرد كه در آن مقطع زود تصميم گرفت و مرتكب اشتباه شد اما جنس اشتباهي كه مجيدي مرتكب آن شد بارها از سوي نامداران اين فوتبال سر زده است.
5- اگر آشتي كردن با قلعه‌نويي جرم باشد امروز بسياري از اسطوره‌هاي زنده اين فوتبال مجرم هستند. علي دايي، مايلي‌كهن و حتي خود فتح‌ا...زاده و بسياري ديگر از فوتباليست‌ها مديران و مربيان را سراغ داريد كه عليه امير صحبت‌هاي تند و بدون بازگشتي انجام دادند اما بعد با او رفيق جيك تو جيك شدند. به اين ترتيب دايي هم كه روزگاري شاگرد مرحوم حجازي بود ديگر در مكتب او جايي ندارد چون با قلعه‌نويي دوست است! يا مايلي‌كهن آدم بي‌اخلاقي است كه با قلعه‌نويي آشتي كرد و مي‌گويد كه در اين فوتبال با هيچ‌كس مشكلي ندارد!
مشكل منتقدان جايي غير از شعارهاي نخ‌نما شده اخلاقي آب مي‌خورد، هرچند كه به ظاهر سنگ آن را به سينه مي‌زنند.

اخبار متنوع یونایتد...!

شورلت اسپانسر فصل اینده باشگاه  ماشین جدید سر الکس و بابی چارلتون رو بهشون اهدا کرد .

ماشین سیاه مال فرگی .. سفیده هم مال بابی چارلتون ...