1- منتقدان بازگشت فرهاد مجيدي به استقلال با پيش كشيدن واژه«مكتب ناصر حجازي» بازگشت فرهاد مجيدي به استقلال را تقبيح و تكفير مي‌كنند و به او انگ عدول از اين مكتب را مي‌زنند. اما آيا مي‌توان از ايشان خواست ابتدا به ساكن ايدئولوژي و چارچوب مكتب موردنظرشان را بيان كنند. آيا مرحوم ناصر حجازي در زمان حيات خود ادعاي ايجاد مكتب و فرقه‌اي داشت كه پس از فوتش عده‌اي خود را وفادار به آن مي‌دانند و ديگري را به خاطر خروج از آن محاكمه مي‌كنند و به سلابه مي‌كشند؟! مكتب چارچوب دارد، تعريف دارد، ايدئولوژي و هدف دارد. اگر ممكن است مدافعان مكتب ناصر حجازي تعريفي كلاسيك و علمي از مكتب موردنظرشان بيان كنند. به نظر مي‌رسد تنها چارچوب و ايدئولوژي اين مكتب دشمني با امير قلعه‌نويي است! هركس كه با سرمربي استقلال دشمن باشد از مكتب حجازي است و هركس كه با او آشتي كند به اين به‌اصطلاح مكتب خيانت كرده است. اگر قرار باشد مشكل و خصومت شخصي افراد عنوان مكتب به خود بگيرد ما مكاتب زيادي در فوتبال خواهيم داشت. مكتب علي دايي و ايدئولوژي آن هم دشمني با حبيب كاشاني است يا مكتب حسن روشن و ايدئولوژي آن هم ستيز با فتح‌ا...زاده! همين امروز و فرداست كه مدعيان مكتب حجازي براي محكم‌كاري از قول ناصرخان نقل كنند كه هركس با قلعه‌نويي دوست باشد از من و از مكتب من نيست! مرحوم ناصر حجازي اسطوره محبوب و بي‌بديلي است اما تا آنجا كه تاريخ شفاهي و كتبي معاصر نشان مي‌دهد نه مكتبي داشت و نه ادعايي در اين مورد مطرح كرد. حال چطور مي‌شود كه پس از او چنين واژه‌اي ساخته و پرداخته مي‌شود را بايد در مختصات و ساختار غلط جامعه ايراني و ساير جوامع جهان سوم جست‌وجو كرد و در اعماق تاريخ دنبال ريشه‌هاي آن گشت. آن‌جا كه اسطوره‌هاي مهجور در زمان حيات، پس از مرگ به بت تبديل مي‌شوند.

2- چه كسي مي‌تواند ادعا كند اگر مرحوم حجازي امروز ميان ما بود همان‌گونه كه فتح‌ا...زاده بارها ادعا كرده او را به استقلال نمي‌آورد تا به خيال خودش مثلث طلايي حجازي- قلعه‌نويي- فتح‌ا...زاده را تشكيل دهد؟! چه كسي مي‌تواند به ضرس قاطع بگويد اگر بستر اين همكاري فراهم بود ناصرخان حاضر به همكاري با زوج فتح‌ا...زاده و قلعه‌نويي نمي‌شد؟ مرحوم حجازي بارها عليه فتح‌ا...زاده موضع گرفت و گفت حاجي در حقش نامردي كرده و زير پايش را خالي كرده است و اينكه ديگر حاضر به كار كردن با چنين مديري نيست. اما زماني كه ديد استقلال به وجودش نياز دارد به پيشنهاد حاجي لبيك گفت و در جلسه‌اي دونفره تمام كدورت‌ها را پشت در چال كرد و بازهم كنار او قرار گرفت. ناصرخان آنقدر عاشق فوتبال بود كه حتي حاضر شد با فردي بدنام در اين فوتبال همكاري كند و در باشگاه دي‌استرادا كه اين فرد زمام‌دار امورش بود به كار مشغول شود. در زندگي شخصي و حرفه‌اي هركس از اين حق برخوردار است كه باتوجه به سلايق و منافع خود كه مي‌تواند مادي يا معنوي باشد رفتار كند و تصميم بگيرد. كما اينكه مرحوم ناصر حجازي درست به همين دليل استقلال را به مقصد تيم ديگري ترك كرد و برابر هم‌تيمي‌هاي سابقش قرار گرفت. پس اگر عده‌اي به هر دليلي قصد تخريب يا تسويه‌حساب با مجيدي را دارند نبايد در اين مسير از نام بزرگ مرحوم حجازي وام بگيرند كه سابقه روشن اين اسطوره نشان مي‌دهد راضي به اين سوءاستفاده‌ها نيست.

3- به نظر مي‌رسد مجيدي قرباني جرياني شده كه سال‌هاست دنبال تسويه‌حساب با امير قلعه‌نويي مي‌گردد. اگر در اين معامله يك طرف كار كسي غير از قلعه‌نويي بود بازهم فرهاد تا اين اندازه مورد هجمه و انتقاد قرار مي‌گرفت؟ البته بخشي از اين مربيان هم به تسويه‌حساب با خود مجيدي برمي‌گردد. عده‌اي مي‌خواهند با استفاده از فرصتي دست‌داده برخي از اتفاقات گذشته از جمله جدايي نابه‌هنگام او در نيم‌فصل يا درخشش او در داربي‌ها و جدلي كه با پرسپوليسي‌ها داشت را جبران كنند. متاسفانه از انتقادهاي مطرح شده تنها بوي تسويه‌حساب مي‌آيد وگرنه بازگشت او اگر باعث خوشحالي نباشد جايي هم براي ناراحتي نمي‌گذارد. مانند هركس ديگري در كارنامه مجيدي هم نكته‌هاي مثبت و منفي زيادي وجود دارد. اما منتقدان آشفته بازگشت او چشم خود را روي تمام نكات مثبت بسته و منفي‌ها را زير ذره‌بين بدبيني برده‌ و در محكمه‌اي كه خودشان قاضي، دادستان، وكيل‌مدافع، هيات‌منصفه، شاهد و حتي شاكي و در يك جمله همه‌كاره هستند، راي به محكوميت مجيدي مي‌دهند و او را از اسطوره بودن هم خلع مي‌كنند؟! اما در مورد مجيدي اين نكته ناديده گرفته مي‌شود كه برخلاف بسياري ديگر كه در اين فوتبال لقب اسطوره را يدك مي‌كشد در ايران غير از پيراهن استقلال پيراهن تيم ديگري را بر تن نكرده يا در ابتداي فصل با وجود تمام اختلاف و دعوايي كه با مديرعامل و سرمربي باشگاه داشت قيد پيشنهادهاي ميلياردي ساير تيم‌ها از جمله پرسپوليس‌ را زد تا به پيراهن تيمي كه ادعا مي‌كند به آن علاقه دارد، وفادار بماند.

4- پرويز مظلومي به طعنه ابراز اميدواري كرد فرهاد حالا كه برگشته دوباره دلش براي تيام تنگ نشود! اما سرمربي بركنار شده استقلال بهتر از هركس مي‌داند دليل اصلي رفتن مجيدي از چه قرار بود و ربطي به دخترش نداشت.
مجيدي هم هرگز در جايي عنوان نكرد به خاطر دخترش تيام از استقلال جدا شد و اين ادعا تنها از سوي مسوولان باشگاه مطرح شد. مشكل اصلي پنهان ماند تا به قول خودشان تيم وارد حاشيه نشود و مجيدي هم براساس توافقي كه كرده بود، سكوت كرد. پرويزخان در آن مقطع كه استقلال پرمهره بود و خوب امتياز مي‌گرفت وقتي ديد تيم تحت هدايتش با اختلاف قهرمان نيم‌فصل شده و چهار داربي را هم پشت سر هم درو كرده و ميداوودي هم از بند مصدوميت رها شده است بدش نمي‌آمد بدون فرهاد استقلال را قهرمان كند و سند اين موفقيت را شش‌دانگ به نام خودش بزند. اما غافل از اينكه ستاره‌هايش يكي پس از ديگري مصدوم مي‌شوند و ميداوودي هم از آمادگي به دور است. در غير اين صورت نه خودش و نه فتح‌ا...زاده به اين راحتي با جدايي مجيدي موافقت نمي‌كردند و رضايتنامه‌اش را كف دستش نمي‌گذاشتند به نظر مي‌رسد پرويزخان با اظهاراتي از اين دست درصدد آن است تا به نوعي انتقام ناكامي و بي‌تيم ماندنش را از مجيدي بگيرد. فرهاد در آن مقطع به دليلي استقلال را ترك كرد كه هنوز هم برطرف نشده است اما خودش در مصاحبه‌اي اذعان كرد كه در آن مقطع زود تصميم گرفت و مرتكب اشتباه شد اما جنس اشتباهي كه مجيدي مرتكب آن شد بارها از سوي نامداران اين فوتبال سر زده است.
5- اگر آشتي كردن با قلعه‌نويي جرم باشد امروز بسياري از اسطوره‌هاي زنده اين فوتبال مجرم هستند. علي دايي، مايلي‌كهن و حتي خود فتح‌ا...زاده و بسياري ديگر از فوتباليست‌ها مديران و مربيان را سراغ داريد كه عليه امير صحبت‌هاي تند و بدون بازگشتي انجام دادند اما بعد با او رفيق جيك تو جيك شدند. به اين ترتيب دايي هم كه روزگاري شاگرد مرحوم حجازي بود ديگر در مكتب او جايي ندارد چون با قلعه‌نويي دوست است! يا مايلي‌كهن آدم بي‌اخلاقي است كه با قلعه‌نويي آشتي كرد و مي‌گويد كه در اين فوتبال با هيچ‌كس مشكلي ندارد!
مشكل منتقدان جايي غير از شعارهاي نخ‌نما شده اخلاقي آب مي‌خورد، هرچند كه به ظاهر سنگ آن را به سينه مي‌زنند.